سورههای قرآن کریمقرآن کریم
متن سوره صافات با معنی روان و خط درشت

سوره صافات، سیوهفتمین سوره قرآن کریم و از سورههای مکی است که در جزء بیستوسوم قرآن قرار دارد. محور اصلی این سوره، توحید، مبارزه با شرک و باور به معاد است. آغاز این سوره مبارکه با سوگند به صفهای منظم فرشتگان، نشاندهندهی نظم و انسجام آفرینش الهی است. در ادامه، خداوند با بیان سرگذشت پیامبران بزرگی چون نوح، ابراهیم، موسی و الیاس (علیهمالسلام)، درسهای ایمان، پایداری و بندگی خالصانه را به انسان میآموزد.
گوشدادن به سوره صافات صوتی، آرامشی خاص به دل مؤمن میبخشد و یادآور حضور فرشتگان در مسیر تحقق اراده الهی است. همچنین، خواندن و تدبر در متن سوره صافات، دل را از غفلت دنیا میرهاند و انسان را به یقین در وعدههای خداوند نزدیکتر میکند. این سوره با بیانی الهامبخش و قاطع، دعوتی است به بازگشت قلبی به خدا و تفکر در حقیقت آفرینش.
دانلود فایل صوتی سوره صافات با صدای قاریان برجسته
متن سوره صافات با ترجمه روان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بهنام خداوند رحمتگر مهربان
وَالصَّافَّاتِ صَفًّا ﴿۱﴾
سوگند به صف بستگان كه صفى [با شكوه] بستهاند
فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا ﴿۲﴾
و به زجركنندگان كه به سختى زجر مىكنند
فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا ﴿۳﴾
و به تلاوتكنندگان [آيات الهى]
إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ ﴿۴﴾
كه قطعا معبود شما يگانه است
رَبُّ
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است و پروردگار خاورها
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ﴿۶﴾
ما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم
وَحِفْظًا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَارِدٍ ﴿۷﴾
و [آن را] از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم
لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ ﴿۸﴾
[بهطورىكه] نمىتوانند به انبوه [فرشتگان] عالم بالا گوش فرا دهند و از هر سوى پرتاب مىشوند
دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿۹﴾
با شدت به دور رانده مىشوند و برايشان عذابى دايم است
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿۱۰﴾
مگر كسى كه [از سخن بالاييان] يكباره استراق سمع كند كه شهابى شكافنده از پى او مىتازد
فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمْ مَنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لَازِبٍ ﴿۱۱﴾
پس [از كافران] بپرس آيا ايشان [از نظر] آفرينش سخت ترند يا كسانى كه [در آسمانها] خلق كرديم ما آنان را از گلى چسبنده پديد آورديم
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ ﴿۱۲﴾
بلكه عجب مىدارى و [آنها] ريشخند مىكنند
وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ ﴿۱۳﴾
و چون پند داده شوند عبرت نمىگيرند
وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ ﴿۱۴﴾
و چون آيتى ببينند به ريشخند مىپردازند
وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿۱۵﴾
و مىگويند اين جز سحرى آشكار نيست
أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿۱۶﴾
آيا چون مرديم و خاك و استخوانهاى [خرد] گرديديم آيا راستى برانگيخته مىشويم
أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿۱۷﴾
و همينطور پدران اوليه ما
قُلْ نَعَمْ وَأَنْتُمْ دَاخِرُونَ ﴿۱۸﴾
بگو آرى درحالىكه شما خواريد
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنْظُرُونَ ﴿۱۹﴾
و آن تنها يك فرياد است و بس و بناگاه آنان به تماشا خيزند
وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿۲۰﴾
و مى گويند اى واى بر ما اين است روز جزا
هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿۲۱﴾
اين است همان روز داورى كه آن را تكذيب میکرديد
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿۲۲﴾
كسانى را كه ستم كردهاند با همرديفانشان و آنچه غير از خدا مىپرستيدهاند
مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿۲۳﴾
گرد آوريد و بهسوى راه جهنم رهبريشان كنيد
وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ ﴿۲۴﴾
و بازداشتشان نماييد كه آنها مسؤولند
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ ﴿۲۵﴾
شما را چه شده است كه همديگر را يارى نمىكنيد
بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ﴿۲۶﴾
[نه] بلكه امروز آنان از در تسليم درآمدگانند
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ ﴿۲۷﴾
و بعضى روى به بعضى ديگر مى آورند [و] از يكديگر مىپرسند
قَالُوا إِنَّكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ ﴿۲۸﴾
[و] مىگويند شما [ظاهرا] از در راستى با ما درمى آمديد [و خود را حق به جانب مىنموديد]
قَالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿۲۹﴾
[متهمان] مىگويند [نه] بلكه با ايمان نبوديد
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بَلْ كُنْتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ ﴿۳۰﴾
و ما را بر شما هيچ تسلطى نبود بلكه خودتان سركش بوديد
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ ﴿۳۱﴾
پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد ما واقعا بايد [عذاب را] بچشيم
فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ ﴿۳۲﴾
و شما را گمراه كرديم زيرا خودمان گمراه بوديم
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿۳۳﴾
پس در حقيقت آنان در آن روز در عذاب شريك يكديگرند
إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ﴿۳۴﴾
[آرى] ما با مجرمان چنين رفتار مىكنيم
إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿۳۵﴾
چرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مىشد خدايى جز خداى يگانه نيست تكبر مىورزيدند
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ ﴿۳۶﴾
و مىگفتند آيا ما براى شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم
بَلْ جَاءَ بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳۷﴾
ولى نه [او] حقيقت را آورده و فرستادگان را تصديق كرده است
إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ ﴿۳۸﴾
در واقع شما عذاب پر درد را خواهيد چشيد
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۳۹﴾
و جز آنچه میکرديد جزا نمىيابيد
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۴۰﴾
مگر بندگان پاكدل خدا
أُولَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ ﴿۴۱﴾
آنان روزى معين خواهند داشت
فَوَاكِهُ وَهُمْ مُكْرَمُونَ ﴿۴۲﴾
[انواع] ميوهها و آنان مورد احترام خواهند بود
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿۴۳﴾
در باغهاى پر نعمت
عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ ﴿۴۴﴾
بر سريرها در برابر همديگر [مىنشينند]
يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ ﴿۴۵﴾
با جامى از باده ناب پيرامونشان به گردش درمىآيند
بَيْضَاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ ﴿۴۶﴾
[باده اى] سخت سپيد كه نوشندگان را لذتى [خاص] مىدهد
لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنْزَفُونَ ﴿۴۷﴾
نه در آن فساد عقل است و نه ايشان از آن به بدمستى [و فرسودگى] مىافتند
وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ ﴿۴۸﴾
و نزدشان [دلبرانى] فروهشته نگاه و فراخديده باشند
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ ﴿۴۹﴾
[از شدت سپيدى] گويى تخم شتر مرغاند
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ ﴿۵۰﴾
پس برخيشان به برخى روى نموده و از همديگر پرسوجو مىكنند
قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ ﴿۵۱﴾
گويندهاى از آنان مىگويد راستى من [در دنيا] همنشينى داشتم
يَقُولُ أَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ ﴿۵۲﴾
[كه به من] مىگفت آيا واقعا تو از باوردارندگانى
أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَدِينُونَ ﴿۵۳﴾
آيا وقتى مرديم و خاك و [مشتى] استخوان شديم آيا واقعا جزا مى يابيم
قَالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ ﴿۵۴﴾
[مؤمن] مىپرسد آيا شما اطلاع داريد [كجاست]
فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاءِ الْجَحِيمِ ﴿۵۵﴾
پس اطلاع حاصل مىكند و او را در ميان آتش مىبيند
قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ ﴿۵۶﴾
[و] مىگويد به خدا سوگند چيزى نمانده بود كه تو مرا به هلاكت اندازى
وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ﴿۵۷﴾
و اگر رحمت پروردگارم نبود هرآينه من [نيز] از احضارشدگان بودم
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿۵۸﴾
[و از روى شوق مىگويد] آيا ديگر روى مرگ نمىبينيم
إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿۵۹﴾
جز همان مرگ نخستين خود و ما هرگز عذاب نخواهيم شد
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۶۰﴾
راستى كه اين همان كاميابى بزرگ است
لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ ﴿۶۱﴾
براى چنين [پاداشى] بايد كوشندگان بكوشند
أَذَلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ﴿۶۲﴾
آيا از نظر پذيرايى اين بهتر است يا درخت زقوم
إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ ﴿۶۳﴾
در حقيقت ما آن را براى ستمگران [مايه آزمايش و] عذابى گردانيديم
إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ﴿۶۴﴾
آن درختى است كه از قعر آتش سوزان مىرويد
طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ ﴿۶۵﴾
ميوهاش گويى چون كلههاى شياطين است
فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۶۶﴾
پس [دوزخيان] حتما از آن مىخورند و شكمها را از آن پر مىكنند
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِنْ حَمِيمٍ ﴿۶۷﴾
سپس ايشان را بر سر آن آميغى از آب جوشان است
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ ﴿۶۸﴾
آنگاه بازگشتشان بى گمان بهسوى دوزخ است
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّينَ ﴿۶۹﴾
آنها پدران خود را گمراه يافتند
فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ ﴿۷۰﴾
پس ايشان بهدنبال آنها مىشتابند
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۷۱﴾
و قطعا پيش از آنها بيشتر پيشينيان به گمراهى افتادند
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ ﴿۷۲﴾
و حال آنكه مسلما در ميانشان هشداردهندگانى فرستاديم
فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ ﴿۷۳﴾
پس ببين فرجام هشداردادهشدگان چگونه بود
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۷۴﴾
به استثناى بندگان پاكدل خدا
وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿۷۵﴾
و نوح ما را ندا داد و چه نيك اجابتكننده بوديم
وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۷۶﴾
و او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم
وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿۷۷﴾
و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۷۸﴾
و در ميان آيندگان [آوازه نيك] او را بر جاى گذاشتيم
سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿۷۹﴾
درود بر نوح در ميان جهانيان
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۸۰﴾
ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۸۱﴾
بهراستى او از بندگان مؤمن ما بود
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿۸۲﴾
سپس ديگران را غرق كرديم
وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ ﴿۸۳﴾
و بىگمان ابراهيم از پيروان اوست
إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۴﴾
آنگاه كه با دلى پاك به [پيشگاه] پروردگارش آمد
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿۸۵﴾
چون به پدر[خوانده] و قوم خود گفت چه مىپرستيد
أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ﴿۸۶﴾
آيا غير از آنها به دروغ خدايانى [ديگر] مىخواهيد
فَمَا ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۸۷﴾
پس گمانتان به پروردگار جهانها چيست
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ﴿۸۸﴾
پس نظرى به ستارگان افكند
فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ ﴿۸۹﴾
و گفت من كسالت دارم
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿۹۰﴾
پس پشت كنان از او روى برتافتند
فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿۹۱﴾
تا نهانى بهسوى خدايانشان رفت و [به ريشخند] گفت آيا غذا نمىخوريد
مَا لَكُمْ لَا تَنْطِقُونَ ﴿۹۲﴾
شما را چه شده كه سخن نمىگوييد
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ ﴿۹۳﴾
پس با دست راست بر سر آنها زدن گرفت
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿۹۴﴾
تا دواندوان سوى او روىآور شدند
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿۹۵﴾
[ابراهيم] گفت آيا آنچه را مىتراشيد مىپرستيد
وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿۹۶﴾
با اينكه خدا شما و آنچه را كه برمىسازيد آفريده است
قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿۹۷﴾
گفتند برايش [كوره]خانهاى بسازيد و در آتشش بيندازيد
فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ﴿۹۸﴾
پس خواستند به از نيرنگى زنند و[لى] ما آنان را پست گردانيديم
وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿۹۹﴾
و [ابراهيم] گفت من بهسوى پروردگارم رهسپارم زودا كه مرا راه نمايد
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۰۰﴾
اى پروردگار من مرا [فرزندى] از شايستگان بخش
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ ﴿۱۰۱﴾
پس او را به پسرى بردبار مژده داديم
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿۱۰۲﴾
و وقتى با او به جايگاه سعى رسيد گفت اى پسرك من من در خواب [چنين] مىبينم كه تو را سر مىبرم پس ببين چه بهنظرت مىآيد گفت اى پدر من آنچه را مامورى بكن ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿۱۰۳﴾
پس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند
وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿۱۰۴﴾
او را ندا داديم كه اى ابراهيم
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۰۵﴾
رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ ﴿۱۰۶﴾
راستى كه اين همان آزمايش آشكار بود
وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ﴿۱۰۷﴾
و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۰۸﴾
و در [ميان] آيندگان براى او [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم
سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ ﴿۱۰۹﴾
درود بر ابراهيم
كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۱۰﴾
نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۱﴾
در حقيقت او از بندگان با ايمان ما بود
وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۱۲﴾
و او را به اسحاق كه پيامبرى از [جمله] شايستگان است مژده داديم
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ ﴿۱۱۳﴾
و به او و به اسحاق بركت داديم و از نسل آن دو برخى نيكوكار و [برخى] آشكارا به خود ستمكار بودند
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۱۴﴾
و در حقيقت بر موسى و هارون منت نهاديم
وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۱۱۵﴾
و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانيديم
وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿۱۱۶﴾
و آنان را يارى داديم تا ايشان غالب آمدند
وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ ﴿۱۱۷﴾
و آن دو را كتاب روشن داديم
وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۱۱۸﴾
و هر دو را به راه راست هدايت كرديم
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۱۹﴾
و براى آن دو در [ميان] آيندگان [نام نيك] به جاى گذاشتيم
سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۲۰﴾
درود بر موسى و هارون
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۲۱﴾
ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۲۲﴾
زيرا آن دو از بندگان با ايمان ما بودند
وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۲۳﴾
و بهراستى الياس از فرستادگان [ما] بود
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۲۴﴾
چون به قوم خود گفت آيا پروا نمىداريد
أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ ﴿۱۲۵﴾
آيا بعل را مىپرستيد و بهترين آفرينندگان را وا مىگذاريد
اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۲۶﴾
[يعنى] خدا را كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿۱۲۷﴾
پس او را دروغگو شمردند و قطعا آنها [در آتش] احضار خواهند شد
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۲۸﴾
مگر بندگان پاكدين خدا
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۲۹﴾
و براى او در [ميان] آيندگان [آوازه نيك] بهجاى گذاشتيم
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ ﴿۱۳۰﴾
درود بر پيروان الياس
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳۱﴾
ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مىدهيم
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۳۲﴾
زيرا او از بندگان با ايمان ما بود
وَإِنَّ لُوطًا لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۳۳﴾
و در حقيقت لوط از زمره فرستادگان بود
إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۱۳۴﴾
آنگاه كه او و همه كسانش را رهانيديم
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿۱۳۵﴾
جز پيرزنى كه در ميان باقى ماندگان [و خاكسترشدگان] بود
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ﴿۱۳۶﴾
سپس ديگران را هلاك كرديم
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ ﴿۱۳۷﴾
و در حقيقت شما بر آنان صبحگاهان
وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۱۳۸﴾
و شامگاهان مىگذريد آيا به فكر فرو نمىرويد
وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۳۹﴾
و در حقيقت يونس از زمره فرستادگان بود
إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۴۰﴾
آنگاه كه بهسوى كشتى پر بگريخت
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿۱۴۱﴾
پس [سرنشينان] با هم قرعه انداختند و [يونس] از باختگان شد
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿۱۴۲﴾
[او را به دريا افكندند] و عنبرماهى او را بلعيد درحالىكه او نكوهشگر خويش بود
فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿۱۴۳﴾
و اگر او از زمره تسبيحكنندگان نبود
لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۴۴﴾
قطعا تا روزى كه برانگيخته مى شوند در شكم آن [ماهى] مى ماند
فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِيمٌ ﴿۱۴۵﴾
پس او را درحالىكه ناخوش بود به زمين خشكى افكنديم
وَأَنْبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ ﴿۱۴۶﴾
و بر بالاى [سر] او درختى از [نوع] كدوبن رويانيديم
وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ﴿۱۴۷﴾
و او را بهسوى يكصدهزار [نفر از ساكنان نينوا] يا بيشتر روانه كرديم
فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ ﴿۱۴۸﴾
پس ايمان آوردند و تا چندى برخوردارشان كرديم
فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ﴿۱۴۹﴾
پس از مشركان جويا شو آيا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ ﴿۱۵۰﴾
فرشتگان را مادينه آفريديم و آنان شاهد بودند
أَلَا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ ﴿۱۵۱﴾
هشدار كه اينان از دروغپردازى خود قطعا خواهند گفت
وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿۱۵۲﴾
خدا فرزند آورده درحالىكه آنها قطعا دروغگويانند
أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ ﴿۱۵۳﴾
آيا [خدا] دختران را بر پسران برگزيده است
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿۱۵۴﴾
شما را چه شده چگونه داورى مىكنيد
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿۱۵۵﴾
آيا سر پند گرفتن نداريد
أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُبِينٌ ﴿۱۵۶﴾
يا دليلى آشكار [در دست] داريد
فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۵۷﴾
پس اگر راست مىگوييد كتابتان را بياوريد
وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿۱۵۸﴾
و ميان خدا و جنها پيوندى انگاشتند و حال آنكه جنيان نيك دانستهاند كه [براى حساب پسدادن] خودشان احضار خواهند شد
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۵۹﴾
خدا منزه است از آنچه در وصف مىآورند
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۶۰﴾
به استثناى بندگان پاكدل خدا
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿۱۶۱﴾
در حقيقت شما و آنچه [كه شما آن را] مىپرستيد
مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ ﴿۱۶۲﴾
بر ضد او گمراه گر نيستيد
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ ﴿۱۶۳﴾
مگر كسى را كه به دوزخ رفتنى است
وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ ﴿۱۶۴﴾
و هيچ يك از ما [فرشتگان] نيست مگر [اينكه] براى او [مقام و] مرتبه اى معين است
وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ
و در حقيقت ماييم كه [براى انجام فرمان خدا] صف بستهايم
وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ﴿۱۶۶﴾
و ماييم كه خود تسبيحگويانيم
وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ ﴿۱۶۷﴾
و [مشركان] به تاكيد مىگفتند
لَوْ أَنَّ عِنْدَنَا ذِكْرًا مِنَ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۶۸﴾
اگر پند [نامه ا]ى از پيشينيان نزد ما بود
لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۶۹﴾
قطعا از بندگان خالص خدا مىشديم
فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿۱۷۰﴾
ولى [وقتى قرآن آمد] به آن كافر شدند و زودا كه بدانند
وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۷۱﴾
و قطعا فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پيش [چنين] رفته است
إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ ﴿۱۷۲﴾
كه آنان [بر دشمنان خودشان] حتما پيروز خواهند شد
وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ ﴿۱۷۳﴾
و سپاه ما هرآينه غالب آيندگانند
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ﴿۱۷۴﴾
پس تا مدتى [معين] از آنان روى برتاب
وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷۵﴾
و آنان را بنگر كه خواهند ديد
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿۱۷۶﴾
آيا عذاب ما را شتابزده خواستارند
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنْذَرِينَ ﴿۱۷۷﴾
[پس هشداردادهشدگان را] آنگاه كه عذاب به خانه آنان فرود آيد چه بد صبحگاهى است
وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ﴿۱۷۸﴾
و از ايشان تا مدتى [معين] روى برتاب
وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷۹﴾
و بنگر كه خواهند ديد
سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۸۰﴾
منزه است پروردگار تو پروردگار شكوهمند از آنچه وصف مىكنند
وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۸۱﴾
و درود بر فرستادگان
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۸۲﴾
و ستايش ويژه خدا پروردگار جهانهاست
