متن دعای توبه و استغفار (دعای سیویکم صحیفه سجادیه) با ترجمه روان

دعای سیویکم صحیفه سجادیه دعای توبه و استغفار است و برای طلب بخشش، بازگشت از گناه و آرام شدن دل خوانده میشود. امام سجاد (ع) در این دعا با زبانی صادقانه از خداوند میخواهند خطاها را ببخشد، راه توبه را باز کند و انسان را از تکرار گناه دور نگه دارد.
این دعا برای زمانی مناسب است که انسان از گذشته خود پشیمان است، دلش سنگین شده یا میخواهد دوباره رابطهاش را با خداوند درست کند. دعای ۳۱ صحیفه سجادیه یادآوری میکند که حتی بعد از خطا هم راه بازگشت بسته نیست و رحمت خداوند از گناهان انسان بزرگتر است.
در متن دعای سیویکم، موضوعاتی مثل پشیمانی، امید به بخشش، ترک گناه، اصلاح رفتار و اعتماد به رحمت الهی دیده میشود. خواندن دعای سیویکم صحیفه سجادیه با ترجمه کمک میکند معنی دعا روشنتر شود و انسان با توجه بیشتری توبه و استغفار کند.
دعای سیویکم صحیفه سجادیه صوتی هم برای شنیدن تلفظ درست و دنبال کردن دعا با آرامش بیشتر کاربرد دارد. این دعا برای کسی مناسب است که به دنبال توبه واقعی، آرامش قلب و شروعی پاکتر در مسیر بندگی است.
دعای توبه صوتی
متن دعای توبه (دعای سیویکم صحیفه سجادیه) با معنی فارسی روان
دعاى آن حضرت است در ذكر توبه و درخواست آن از پروردگار
خدایا! آنکه توصیف وصف کنندگان او را نمیستاید.
و ای آنکه امید امیدواران از او نمیگذرد.
و ای آنکه پاداش نیکوکاران نزد او تباه نمیشود.
و ای آنکه حضرت او نهایت ترس عابدان است.
و ای آنکه هدف بیم پرهیزکاران است.
این جایگاه کسی است که دستهای گناهان، او را دستبهدست کردهاند؛ و افسار خطاها، او را بهدنبال خود کشیدهاند؛ و شیطان بر او چیره شده و در رابطه با تباه کردن فرمانت نسبتبه آنچه امر فرمودی کوتاهی کرده؛ و بهخاطر غفلتش از عاقبت کار، آنچه را نهی کردی، مرتکب شده.
مانند کسی که قدرتت را بر وجودش جاهل و فراوانی احسانت را نسبتبه خودش منکر است تا هنگامیکه دیدۀ هدایت برایش بازشده و ابرهای کوردلی، از صفحۀ باطنش برطرف گشته، ستمهایی که بر خود کرده، بهشمار آورده و در اموری که پروردگارش را مخالفت کرده به اندیشه نشسته؛ در نتیجه گناه بزرگش را بزرگ و عظمت مخالفتش را عظیم دیده.
پس با امید به حضرتت و شرمساری از وجود مقدّست، به جانب تو روی کرده؛ و از باب اطمینان به تو، رغبت و شوقش را متوجّه پیشگاه تو ساخته و از روی یقین با طمعش آهنگ تو کرده؛ و از باب اخلاص، با توشۀ ترسش بهسوی تو روی آورده، طمعش از هر که به او طمع ورزیده میشود، تهی شده غیر تو؛ و ترسش از هر چه از آن ترسیده میشود، برطرف شده جز تو.
پس با حال زاری و ذلّت پیش رویت ایستاده و از روی تواضع و فروتنی دیدهاش را بهسوی زمین انداخته و سرش را در برابر عزّتت، ذلیلانه به زیرافکنده؛ و خاضعانه رازش را که تو از او به آن داناتری، برایت آشکار ساخته؛ و خاشعانه گناهانش را که حضرتت به تعدادش آگاهتر است برشمرده؛ و برای نجات از گناهان بزرگی که برای مرتکب شوندهاش در علم تو، عین هلاکت است؛ و زشتی اعمالی که در عرصۀ قضا و قدَرَت او را رسوا کرده، به فریادرسی و طلب یاری برخاسته؛ همان گناهانی که روزگار لذّتهایش پشت کرده و از بین رفته و پیامدهای زیان بخشش بهجا مانده و گریبانگیر شده.
ای خدای من! اگر این گنهکار را کیفر دهی، عدالتت را منکر نمیشود؛ و اگر از او گذشت کنی و به او رحمت آوری، گذشتت را در برابر بینهایت بودنت بزرگ نمیشمارد؛ برای اینکه تو پروردگار کریمی، پروردگاری که آمرزش گناه بزرگ، او را بزرگ ننماید.
خدایا! اینک منم که در پیشگاهت نسبت به امرت، مطیع و سر به فرمان آمدم؛ و آن امر این است: ما را دستور دادی دعا کنیم و من وفای به وعدهای را که در مورد اجابت دعا دادهای، خواستارم؛ زیرا فرمودی: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم».
خدایا! پس بر محمّد و آلش درود فرست و با من با آمرزشت برخورد کن، چنانکه من با اعتراف به گناه با تو برخورد کردم؛ و مرا از لغزشگاههای گناهان برگیر، چنانکه خود را برای تو پست کردم؛ و به پردهپوشیات بر من پرده پوشان، چنانکه از به کیفر رساندن من درنگ کردی.
خدایا! نیّتم را در طاعتت استوار کن و بینشم را در بندگیات محکم فرما و به اعمالی موفّقم دار که بهسبب آن اعمال، چرکی خطاها را از من بشویی و هنگامیکه میخواهی جانم را بگیری، مرا بر آیین خود و آیین پیامبرت محمّد – علیهالسلام – بمیران.
خدایا! در این موقعیتی که هستم، از گناهان بزرگ و کوچکم و پوشیده و آشکارم و از لغزشهای گذشته و جدیدم، بهسویت توبه میکنم؛ توبۀ کسی که با خود از گناه سخن نمیگوید و اندیشه بازگشتن در عرصۀ خطا را به خاطرش راه نمیدهد.
ای خدای من! در کتاب محکم و استوارت فرمودی: «بازگشت و توبه بندگانت را میپذیری و از گناهان گذشت میکنی و توبهکنندگان را دوست داری.» پس چنانکه وعده دادی، توبهام را بپذیر؛ و همان گونه که ضمانت کردی، از گناهانم گذشت کن؛ و چنانکه شرط فرمودی، محبّتت را بر من واجب گردان.
ای پروردگارم! من هم در برابر این همه عنایات تو تعهّد و شرطم این است که به آنچه پسند تو نیست بازنیایم و ضمانتم این است که به آنچه مورد نکوهش توست بازنگردم و پیمانم این است که از تمام گناهانت دوری کنم.
خدایا! به آنچه انجام دادهام آگاهتری؛ پس آنچه را از من آگاهی بیامرز و مرا به قدرتت به آنچه دوست داری، برگردان.
خدایا! حقوحقوق قابلمطالبهای از مردم به عهدۀ من است که آنها را به یاد دارم و حقوحقوقی است که از یاد بردهام و همۀ آنها در برابر چشم توست که به خواب نمیرود؛ و در مقابل دانش توست که فراموش نمیکند؛ پس در برابر آن حقوق، به صاحبانش عوض ده؛ و گرانی آنها را از دوش من فرود آر و سنگینیاش را از من بردار و مرا از این که مرتکب مانند آنها شوم، حفظ کن.
خدایا! برای من قدرت وفای به توبه نیست جز به نگهداری تو و توان خودداری از خطاها نیست مگر از ناحیۀ نیرو و توان تو؛ پس مرا به نیرویی کفایتکننده نیرومند ساز و به نگهدارندهای بازدارنده، یاریام ده.
خدایا! هر بندهای که به پیشگاهت توبه کند ولی در علم غیب تو معلوم است که شکنندۀ توبه است و بازگشت کردهاست به گناه و خطایش؛ من به تو پناه میآورم از این که چنین باشم؛ پس این توبۀ مرا توبهای قرار ده که پس از آن نیازمند به توبهای نباشم؛ توبهای سبب محوشدن گناهان گذشته و سلامت از گناه در باقیماندۀ عمر.
خدایا! از نادانیام به درگاهت عذر میخواهم و نسبت به زشتی عملم طلب بخشش میکنم؛ پس مرا از باب احسان در پناه رحمت خود آر و از راه تفضّل به پوشش عافیتت مرا بپوشان.
خدایا! از هر عملی که با خواستهات مخالفت میکند، یا مرا از عرصۀ محبتت بیرون میبرد، مانند اندیشههای غیر منطقی دلم و نگاههای چشمم و گفتههای بیجای زبانم، به درگاهت توبه میکنم؛ توبهای که هر یک از اندامم به سهم خودش از کیفرت سالم بماند و از سختگیریهای دردناکت که متجاوزان از آن میترسند، در امان قرار گیرد.
خدایا! تنهاییام را در برابرت و تپیدن دلم را از ترست و لرزۀ اندامم را از هیبتت، رحم کن. ای پروردگارم! محققاً گناهانم مرا در آستانت در مقام خواری و رسوایی برپا داشته؛ پس اگر سکوت کنم، کسی از جانب من سخن نمیگوید؛ و اگر از خود شفاعت کنم، شایستۀ شفاعت نیستم.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و کرم و بزرگواریات را نسبتبه خطاهایم، شفیع من قرار ده؛ و با عفوت بر زشتیهای من تفضّل فرما و به پاداشی که از کیفرت سزاوار آنم پاداشم مده و دامان احسانت را بر من بگستران و مرا به پردۀ پوششت بپوشان؛ و با من رفتار کن، رفتار نیرومندی که بندۀ خواری پیش او به زاری برخاسته و او بر آن بندۀ خوار رحمت آورده؛ یا رفتار توانگری که تهیدستی نزد او رفته و او تهیدست را از مال و ثروتش بینیاز کرده.
خدایا! از کیفرت برایم حمایتکنندهای نیست؛ پس باید عزّت و تواناییات حمایتم کند و برایم در پیشگاه تو شفیعی نیست؛ پس باید احسانت شفیع من شود و گناهانم مرا ترسانده؛ پس باید بخشش و گذشتت مرا امان دهد.
پس آنچه به زبان آوردم، از ناحیۀ نادانی نسبت به کردار زشتم و از روی فراموشی در مورد عمل بر گذشتهام نیست؛ بلکه برای آن است که آسمانت و هر که در آن است و زمینت و هر که روی آن است، صدای ندامتی که برای تو آشکار کردم و فریاد توبهای که در سایۀ آن به تو پناه بردم، بشنود.
تا مگر برخی از آنان به خاطر رحمتت بر بدی وضعم رحم کند، یا رقّت بر من بهسبب بدی حالم او را دریابد تا از سوی خود دعایی به من کند که از دعای خود من، نزد تو به اجابت نزدیکتر باشد؛ یا از طرف او شفاعتی به من برسد که از شفاعت من استوارتر جلوه کند؛ شفاعتی که نجاتم از خشمت و دستیابیام به خشنودیات به آن باشد.
خدایا! اگر پشیمانی از گناه، در پیشگاهت توبه است، من از همه پشیمانان، پشیمانترم؛ و اگر ترک گناهانت بازگشت است، من اولین بازگشتکنندهام؛ و اگر استغفار، ریزندۀ گناهان است، من از مستغفرینم.
خدایا! چنانکه به توبهکردن فرمان دادی و پذیرفتنش را ضمانت فرمودی و به دعا ترغیب کردی و اجابتش را وعده دادی؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و توبهام را بپذیر و مرا از درگاهت باز مگردان؛ بازگشت کسی که از رحمتت ناامید است. همانا تو پذیرنده توبه گناهکارانی و رحمکننده بر خطاکاران بازگشتکنندهای.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، چنانکه ما را بهوسیلۀ او راهنمایی کردی؛ و بر محمّد و آلش درود فرست، چنانکه ما را بهسبب او، از جهالت و گمراهی رهانیدی؛ و بر محمّد و آلش درود فرست درودی که در روز قیامت و روز نیاز به تو، از ما شفاعت کند؛ یقینا تو بر هر کاری توانایی و خواستۀ من بر تو آسان است.
