آداب اموات — دفن و تلقین میت
آداب دفن، احکام دفن، دعا برای میت، و تلقین میت
دربارهی این دعا
بخشِ پایانیِ «خاتمهٔ» کتابِ باقیاتالصالحات (ملحقات مفاتیحالجنان)، دربارهٔ دفن: دعاهایِ هنگامِ گذاشتنِ میت در قبر و چیدنِ لَحَد، احکامِ فقهیِ دفن (طبقِ رسالهٔ آیتالله سیستانی)، دعایِ کوتاه برایِ میت پس از دفن، و متنِ کاملِ تلقینِ میت.
ترجمه: بر پایهٔ مفاتیحالجنان و توضیحالمسائل آیتالله سیستانی
صوت این دعا بهزودی اضافه میشود.
اللّٰهُمَّ اجْعَلْها رَوْضَةً مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ، وَلَا تَجْعَلْها حُفْرَةً مِنْ حُفَرِ النَّارِ.
[۱. آدابِ دفن — چون جنازه را نزدِ قبر آوردند: اگر مرد است، او را طرفِ پاهایِ قبر بگذارند و سه مرتبه تا لبِ قبر بیاورند؛ اگر زن است، طرفِ قبله بگذارند. ولیِّ میت (یا کسیکه او امر کند) از طرفِ پایِ قبر وارد شود و در آن حال بگوید:] خدایا، این [قبر] را باغی از باغهایِ بهشت قرار ده، و گودالی از گودالهایِ دوزخ قرار مده.
بِسْمِ اللّٰهِ وَبِاللّٰهِ وَفِي سَبِيلِ اللّٰهِ، وَعَلَيٰ مِلَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ. اللّٰهُمَّ إِيماناً بِكَ وَتصْدِيقاً بِكِتابِكَ، ﴿هٰذَا مَا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَرَسُولُهُ، وَصَدَقَ اللّٰهُ وَرَسُولُهُ﴾، اللّٰهُمَّ زِدْنا إِيماناً وَتَسْلِيماً.
[سزاوار است کسیکه واردِ قبر شده، سر و پا برهنه و با بندهایِ گشاده باشد؛ میت را بگیرد و از جانبِ سر داخلِ قبر کند، و بگوید:] به نامِ خدا و به خدا و در راهِ خدا، و بر آیینِ رسولِ خدا؛ خدایا، با ایمان به تو و تصدیق به قرآنت، «این همان است که خدا و پیامبرش به ما وعده دادند، و خدا و پیامبرش وعدهی راست و درستی دادند»؛ خدایا، به ما ایمان و تسلیم بیفزا.
اللّٰهُمَّ صِلْ وَحْدَتَهُ، وَآنِسْ وَحْشَتَهُ، وَارْحَمْ غُرْبَتَهُ، وَأَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ رَحْمَةً يَسْتَغْنِي بِها عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ، وَاحْشُرْهُ مَعَ مَنْ كانَ يَتَوَلَّاهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ.
[آنگاه میت را بهجانبِ راست بخواباند و صورتش را رو به قبله کند، از جانبِ سر و پا بندِ کفنش را بگشاید، صورتش را رویِ خاک بگذارد (مستحب است با او مقداری تربتِ امام حسین (ع) بگذارند)، سپس لَحَد را بچیند و بگوید:] خدایا، به تنهاییاش برس و به وحشتش انس ده، و به غریبیاش رحم کن و از رحمتت به او آرامش ده -رحمتی که بهواسطهی آن از رحمتِ غیرِ تو بینیاز گردد- و او را با هرکه از امامانِ پاکنهاد که با او دوستی میکرده محشور کن.
اُذْكُرِ الْعَهْدَ الَّذِي خَرَجْتَ عَلَيْهِ مِنْ دارِ الدُّنْيا؛ شَهادَةَ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ (و امامان را يكيك تا آخر نام ببرد) أَئِمَّتُكَ أَئِمَّةُ الْهُدَيٰ الْأَبْرارُ.
[مستحب است پیش از چیدنِ لَحَد، میت به شهادتین و نامِ امامان تلقین شود؛ تلقینکننده میگوید «یا فلانبنفلان» (بهجایِ آن، نامِ میت و پدرش) و میگوید:] آن پیمانی را که بر آن از خانهی دنیا خارج شدی یادآور: گواهی بر اینکه معبودی جز خدایِ یگانه و بیشریک نیست، و اینکه محمد بنده و فرستادهی اوست، و اینکه علی امیرِ مؤمنان است و حسن و حسین (و یکیکِ امامان تا آخر) امامانِ تواند، امامانِ هدایت و نیکان. [پس از چیدنِ لَحَد، خاک بریزند -مستحب است حاضران با پشتِ دست خاک بریزند- و بگویند: «إِنَّا لِلّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، هٰذَا مَا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللّٰهُ وَرَسُولُهُ، اللّٰهُمَّ زِدْنا إِيماناً وَتَسْلِيماً.» — دوسویه: ahlolbait.com و erfan.ir]
[۵. احکامِ دفن (منبعِ فقهیِ مستقل، نه ادعیهی مفاتیحالجنان) — مسئلهی ۶۰۲: واجب است میت را طوری در زمین دفن کنند که بویش بیرون نیاید و درندگان نتوانند بدنش را بیرون آورند. مسئلهی ۶۰۴: میت را باید در قبر به پهلویِ راست، رو به قبله بخوابانند. مسئلهی ۶۰۹: دفنِ مسلمان در قبرستانِ کفار، و دفنِ کافر در قبرستانِ مسلمانان جایز نیست. مسئلهی ۶۱۱: دفن در جایِ غصبی، یا در زمینِ وقفی (مانندِ مسجد) بهگونهای که به وقف ضرر بزند، جایز نیست. مسئلهی ۶۱۲: نبشِ قبرِ مردهای برایِ دفنِ مردهی دیگر، جایز نیست مگر قبر کهنه شده و میتِ اول کاملاً ازبینرفته باشد. مسئلهی ۶۱۷ (مستحبات): مستحب است قبر بهاندازهی قدِ انسانِ متوسط گود باشد، و میت در نزدیکترین قبرستان دفن شود؛ و جنازه را در چند ذراعیِ قبر بگذارند و تا سه مرتبه کمکم نزدیک ببرند. مسئلهی ۶۲۷ («نمازِ وحشت»): سزاوار است شبِ اولِ قبر، دو رکعت نمازِ وحشت برایِ میت بخوانند: رکعتِ اول پس از حمد، یکبار آیةالکرسی؛ رکعتِ دوم پس از حمد، دهبار سورهی «إِنّا أَنْزَلْناهُ» [قدر]؛ پس از سلام بگویند «اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْ ثَوابَها إِلیٰ قَبْرِ فُلانٍ» (بهجایِ فلان، نامِ میت). مسئلهی ۶۳۰: نبشِ قبرِ مسلمان حرام است، مگر در مواردِ استثناییِ مشخص (مانندِ دفن در زمینِ غصبی، یا ضرورتِ اثباتِ حقی مهمتر).]
اَللّهُمَّ انِسْ وَحْشَتَهُ وَارْحَمْ غُرْبَتَهُ وَاَسْكِنْ رَوْعَتَهُ وَصِلْ وَحْدَتَهُ وَاَسْكِنْ اِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ رَحْمَةً يَسْتَغْني بِها عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ وَاحْشُرْهُ مَعَ مَنْ كانَ يَتَوَلاّهُ.
[۶. دعا برایِ میت (تکمنبعی، ahlolbait.com) — برایِ میت دعا کند و بگوید:] خدایا، وحشتش را انس بخش، و به غربتش رحم کن، و هراسش را آرام نما، و به تنهاییاش برس، و از رحمتت به او آرامشی ده که بهواسطهی آن از رحمتِ غیرِ تو بینیاز گردد، و او را با هرکه با او دوستی میکرده محشور کن. [چون مردم از کنارِ قبر بازگردند، سزاوارترینِ افراد به میت، برگشتنش را بهتأخیر اندازد و -اگر تقیه نباشد- بهصدایِ بلند بگوید: «یا فلانبنفلان، اللّٰهُ رَبُّکَ وَمُحَمَّدٌ نَبِیُّکَ وَالْقُرْآنُ کِتابُکَ وَالْکَعْبَةُ قِبْلَتُکَ وَعَلِیٌّ إِمامُکَ...» (و یکیکِ امامان را نام ببرد) «...أَئِمَّتُكَ أَئِمَّةُ الْهُدَىٰ الْأَبْرارُ».]
اسْمَعْ افْهَمْ يَا فُلانَ ابْنَ فُلانٍ، هَلْ أَنْتَ عَلَي الْعَهْدِ الَّذِي فارَقْتَنا عَلَيْهِ مِنْ شَهادَةِ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً صَلَّي اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَسَيِّدُ النَّبِيِّينَ وَخَاتَمُ الْمُرْسَلِينَ، وَأَنَّ عَلِيَّاً أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ وَسَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَإِمامٌ افْتَرَضَ اللّٰهُ طاعَتَهُ عَلَي الْعالَمِينَ...
[۷. تلقینِ میت (متنِ کاملِ و مشهورِ تلقین، دوسویه: erfan.ir و fa.wikishia.net) — نویسنده گوید: غیر از زمانِ احتضار، در دو جا خواندنِ تلقین برایِ میت مستحب است: یکی زمانیکه او را در قبر میگذارند (فراز ۴ همین صفحه)؛ و دیگر زمانیکه از دفنش فارغ شدند و مردم رفتند: مستحب است ولیِّ میت نزدِ سرش بنشیند و بهصدایِ بلند تلقین کند. علامه مجلسی فرموده جامعترین صورت این است:] بشنو، بفهم ای فلانبنفلان؛ آیا بر همان پیمانی هستی که از ما بر پایهی آن جدا شدی، از گواهی بر اینکه معبودی جز خدا نیست، یگانه و بیشریک است، و اینکه محمد (درود خدا بر او و خاندانش) بنده و فرستادهی اوست و سرورِ پیامبران و خاتمِ رسولان است، و اینکه علی امیرِ مؤمنان است و سرورِ جانشینان و امامیکه خدا اطاعتش را بر جهانیان واجب کرده... [متنِ کامل، شاملِ نامِ یکیکِ دوازده امام، پرسشِ نکیر و منکر در قبر، و پاسخِ مقرر، در فرازِ بعدی ادامه مییابد.]
أَفَهِمْتَ يَا فُلانُ. ثَبَّتَكَ اللّٰهُ بالْقَوْلِ الثَّابِتِ، هَدَاكَ اللّٰهُ إِليٰ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ، عَرَّفَ اللّٰهُ بَيْنَكَ وَبَيْنَ أَوْلِيائِكَ فِي مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ. اللّٰهُمَّ جافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ، وَاصْعَدْ بِرُوحِهِ إِلَيْكَ، وَلَقِّهِ مِنْكَ بُرْهاناً. اللّٰهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ.
[پس از یادآوریِ پیمانِ ایمان و پاسخِ آمادهی میت به پرسشِ دو فرشته (منکر و نکیر) دربارهی پروردگار، پیامبر، دین، کتاب، قبله و امامان -که در فرازِ پیشین آمد- تلقینکننده میگوید: «سپس بدان ای فلانبنفلان که خدا نیکو پروردگاری و محمد نیکو رسولی و امیرِ مؤمنان علی و یازده امام از فرزندانش نیکو امامانیاند، و آنچه محمد آورده حق است، و مرگ و سؤالِ منکر و نکیر در قبر و برانگیختهشدن و صراط و میزان و بهشت و دوزخ، همه حقاند و قیامت شکی در آن نیست.» سپس بگوید:] آیا فهمیدی، ای فلان؟ [در حدیث آمده میت پاسخ میدهد «آری فهمیدم»؛ سپس بگوید:] خدا تو را بر گفتارِ استوار ثابتقدم بدارد، به راهِ راست هدایتت کند، و بینِ تو و اولیایش را در قرارگاهی از رحمتش آشنا گرداند. [سپس بگوید:] خدایا، زمین را از دو پهلویش خالی گذار، و روانش را بهسویِ خودت بالا ببر، و از جانبِ خود برهانی تلقینش کن؛ خدایا، عفوت را، عفوت را! [این رساله («باقیاتالصالحات») با کلمهی شریفِ «عفو» پایان مییابد.]