نماز چهارده معصوم (ع) در شب جمعه
۲

نماز امیرالمؤمنین علی (ع) در شب جمعه

از نمازهای چهارده معصوم (ع) در شب جمعه، به روایت سید بن طاووس در «جمال‌الاسبوع»

درباره‌ی این دعا

چهار رکعت نماز که در هر رکعت آن «حمد» یک‌بار و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» پنجاه‌بار خوانده می‌شود؛ به روایتِ امام صادق (ع)، خوانندهٔ آن از گناهان پاک می‌شود «مانند روزی که از مادر زاده شده». پس از سلام، تسبیحی هفت‌فرازی و سپس دعایی بلند و مناجات‌گونه خوانده می‌شود.

ترجمه: استاد حسین انصاریان

نماز امیرالمؤمنین علی (ع) در شب جمعه

۰:۰۰۰:۰۰
۲۸

[شیخ (طوسی) و سید (ابن طاووس) از امام صادق (ع) روایت کرده‌اند: «هرکه از شما نماز امیرالمؤمنین (ع) را بخواند، از گناهان پاک شود مانند روزی که از مادر زاده شده، و حاجاتش در پیشگاه حق برآورده شود.» این نماز چهار رکعت است:] در هر رکعت یک‌بار سوره‌ی «حمد» و پنجاه‌بار «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» خوانده می‌شود؛ و چون از نماز فارغ شود، این دعا را بخواند که تسبیح آن حضرت است:

سُبْحَانَ مَنْ لَاتَبِيدُ مَعالِمُهُ، سُبْحانَ مَنْ لَاتَنْقُصُ خَزائِنُهُ، سُبْحَانَ مَنْ لَا اضْمِحْلالَ لِفَخْرِهِ، سُبْحانَ مَنْ لَايَنْفَدُ مَا عِنْدَهُ، سُبْحَانَ مَنْ لَاانْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ، سُبْحَانَ مَنْ لَايُشَارِكُ أَحَداً فِي أَمْرِهِ، سُبْحانَ مَنْ لَا إِلٰهَ غَيْرُهُ.

پاک و منزّه است آن‌که نشانه‌های وجودش نابود نشود، پاک و منزّه است آن‌که از خزانه‌هایش کاسته نگردد، پاک و منزّه است آن‌که فخرش را فروپاشی نباشد، پاک و منزّه است آن‌که آنچه نزد اوست پایان نیابد، پاک و منزّه است آن‌که دورانش به سر نرسد، پاک و منزّه است آن‌که هیچ‌کس را در کارش شرکت ندهد، پاک و منزّه است آن‌که شایسته پرستشی جز او نیست. [پس از این تسبیح، دعا کند:]

يَا مَنْ عَفَا عَنِ السَّيِّئاتِ وَلَمْ يُجازِ بِهَا ارْحَمْ عَبْدَكَ يَا اللّٰهُ، نَفْسِي نَفْسِي أَنَا عَبْدُكَ يَا سَيِّدَاهُ، أَنَا عَبْدُكَ بَيْنَ يَدَيْكَ أَيَا رَبَّاهُ، إِلٰهِي بِكَيْنُونَتِكَ يَا أَمَلَاهُ، يَا رَحْمَانَاهُ يَا غِيَاثَاهُ، عَبْدُكَ عَبْدُكَ لَاحِيلَةَ لَهُ يَا مُنْتَهيٰ رَغْبَتَاهُ، يَا مُجْرِيَ الدَّمِ فِي عُرُوقِي، يَا سَيِّدَاهُ يَا مَالِكَاهُ، أَيَا هُوَ أَيَا هُوَ، يَا رَبَّاهُ.

ای آن‌که از بدی‌ها گذشت می‌کنی و به آن‌ها کیفر نکنی! ای خدا! بر بنده‌ات رحمت آر، وجود مرا دریاب، ای سرور من، من بنده‌ی توام، ایستاده در پیشگاه تو، پروردگارا! خدایا به هستی‌ات سوگند، ای آرمان من، ای بخشاینده، ای فریادرس، بنده‌ات را دریاب! بنده‌ات را چاره‌ای نیست، ای نهایت آرزو، ای روان‌کننده خون در رگ‌هایم، ای سرور من، ای مالک من، ای او، ای او، پروردگارا!

عَبْدُكَ عَبْدُكَ لَا حِيلَةَ لِي وَلَا غِنيٰ بِي عَنْ نَفْسِي، وَلَا أَسْتَطِيعُ لَهَا ضَرّاً وَلَا نَفْعاً، وَلَا أَجِدُ مَنْ أُصَانِعُهُ، تَقَطَّعَتْ أَسْبَابُ الْخَدَائِعِ عَنِّي، وَ اضْمَحَلَّ كُلُّ مَظْنُونٍ عَنِّي، أَفْرَدَنِي الدَّهْرُ إِلَيْكَ فَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ هٰذَا الْمَقامَ، يَا إِلٰهِي بِعِلْمِكَ كانَ هٰذَا كُلُّهُ فَكَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌ بِي؟ وَلَيْتَ شِعْرِي كَيْفَ تَقُولُ لِدُعَائِي؟ أَتَقُولُ نَعَمْ أَمْ تَقُولُ لَا؟

بنده‌ات را دریاب، بنده‌ات را دریاب، چاره‌ای ندارم، از پیش خود هیچ ندارم که نیازم را برطرف کند، قدرت بر سود و زیان خویش را ندارم، کسی را برای یاری نمی‌یابم، چاره‌جویی‌ها از من جدا گشته و هر گمانِ چاره‌ای نابود گشته است؛ روزگار مرا تنها به‌سوی تو روانه ساخته، ازاین‌رو در برابر بارگاهت ایستاده‌ام؛ همه‌ی این‌ها خدایا با آگاهیِ تو بوده، پس چگونه با من رفتار خواهی کرد؟ ای کاش می‌دانستم پاسخ خواهشم را چگونه خواهی داد؟ آیا خواهی گفت: آری، یا می‌گویی نه؟

فَإنْ قُلْتَ: لَا، فَيَا وَيْلِي يَا وَيْلِي يَا وَيْلِي، يَا عَوْلِي يَا عَوْلِي يَا عَوْلِي، يَا شِقْوَتِي يَا شِقْوَتِي يَا شِقْوَتِي، يَا ذُلِّي يَا ذُلِّي يَا ذُلِّي، إِلَيٰ مَنْ؟ وَمِمَّنْ؟ أَوْ عِنْدَ مَنْ؟ أَوْ كَيْفَ؟ أَوْ مَاذَا؟ أَوْ إِليٰ أَيِّ شَيْءٍ أَلْجَأُ؟ وَمَنْ أَرْجُو؟ وَمَنْ يَجُودُ عَلَيَّ بِفَضْلِهِ حِينَ تَرْفُضُنِي يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ؟ وَ إِنْ قُلْتَ نَعَمْ، كَمَا هُوَ الظَّنُّ بِكَ، وَالرَّجَاءُ لَكَ، فَطُوبَيٰ لِي أَنَا السَّعِيدُ وَ أَنَا الْمَسْعُودُ، فَطُوبَيٰ لِي وَأَنَا الْمَرْحُومُ.

اگر بگویی: نه؛ پس وای بر من! وای بر من! وای بر من! وای از درماندگی‌ام! وای از بیچارگی‌ام! وای از خواری‌ام! به‌سوی که و از طرف که یا نزد که، یا چگونه، یا چه چیز، یا به‌سوی چه پناه برم؟ و به چه کسی امید بندم؟ و کیست که با احسان خود به من ببخشد آنگاه که تو مرا رها کنی، ای آن‌که آمرزشت فراگیر است؟ و اگر بگویی: آری -که همان گمانم به توست و امیدم به توست- پس خوشا به حالِ من که خوشبختم، کامروا شده‌ام، پس خوشا به حالِ من که مورد رحمت قرار گرفتم!

يَا مُتَرَحِّمُ يَا مُتَرَئِّفُ يَا مُتَعَطِّفُ يَا مُتَجَبِّرُ يَا مُتَمَلِّكُ يَا مُقْسِطُ، لَا عَمَلَ لِي أَبْلُغُ بِهِ نَجَاحَ حَاجَتِي، أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي جَعَلْتَهُ فِي مَكْنُونِ غَيْبِكَ وَاسْتَقَرَّ عِنْدَكَ فَلَا يَخْرُجُ مِنْكَ إِلَيٰ شَيْءٍ سِوَاكَ، أَسْأَلُكَ بِهِ وَبِكَ وَبِهِ فَإنَّهُ أَجَلُّ وَأَشْرَفُ أَسْمائِكَ، لَاشَيْءَ لِي غَيْرُ هٰذَا وَلَا أَحَدَ أَعْوَدُ عَلَيَّ مِنْكَ، يَا كَيْنُونُ يَا مُكَوِّنُ، يَا مَنْ عَرَّفَنِي نَفْسَهُ، يَا مَنْ أَمَرَنِي بِطَاعَتِهِ، يَا مَنْ نَهَانِي عَنْ مَعْصِيَتِهِ.

ای خدای مهربان! ای خدای بنده‌پرور! ای خدای با مهر و عاطفه! ای دادگر! کرداری که با مدد آن به برآمدن حاجتم نائل آیم ندارم، از تو می‌خواهم به‌حق آن نامی که در پس پرده‌ی غیب خود پنهان داشتی و نزد خویش نهادی؛ به‌حق آن نام و به‌حق هستی‌ات، از تو درخواست می‌کنم -زیرا برترین و شریف‌ترین نام‌های توست- که برایم چیزی جز این نیست و کسی خیرخواه‌تر از تو نیست؛ ای به‌خودهستی! ای هستی‌بخش! ای آن‌که خویش را شناساند، ای آن‌که به اطاعتش فرمانم داد، ای آن‌که مرا از نافرمانی‌اش بازداشت.

وَ يَا مَدْعُوُّ يَا مَسْؤُولُ، يَا مَطْلُوباً إِلَيْهِ رَفَضْتُ وَصِيَّتَكَ الَّتِي أَوْصَيْتَنِي وَلَمْ أُطِعْكَ، وَلَوْ أَطَعْتُكَ فِيَما أَمَرْتَنِي لَكَفَيْتَنِي مَا قُمْتُ إِلَيْكَ فِيهِ، وَأَنَا مَعَ مَعْصِيَتِي لَكَ راجٍ فَلَاٰ تَحُلْ بَيْنِي وَبَيْنَ مَا رَجَوْتُ؛ يَا مُتَرَحِّماً لِي أَعِذْنِي مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ وَمِنْ خَلْفِي وَمِنْ فَوْقِي وَمِنْ تَحْتِي، وَمِنْ كُلِّ جِهَاتِ الْإِحَاطَةِ بِي.

ای خوانده‌شده! ای خواسته‌شده! ای مطلوب! سفارشی که به من کرده بودی وانهادم و فرمانت را نبردم؛ و اگر تو را در آنچه فرمانم دادی اطاعت می‌کردم، هرآینه مرا در آنچه برایش به‌سویت برخاستم بس بود؛ و من با نافرمانی‌ام، به تو امیدوارم، پس میان من و آنچه به آن امیدوارم جدایی مینداز؛ ای مهرورز بر من، از پیش رو و از پشت سر و از بالا و از زیر پایم، و از همه‌ی جهات، پناهم ده.

اللّٰهُمَّ بِمُحَمَّدٍ سَيِّدِي، وَبِعَلِيٍّ وَ لِيِّي، وَبِالْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اجْعَلْ عَلَيْنا صَلَواتِكَ وَرَأْفَتَكَ وَرَحْمَتَكَ، وَأَوْسِعْ عَلَيْنَا مِنْ رِزْقِكَ، وَاقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَجَمِيعَ حَوَائِجِنا يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ، إِنَّكَ عَلَيٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

خدایا! به‌حق محمد (ص) سرور من، و به‌حق علی (ع) مولای من، و به‌حق امامان هدایت‌یافته (که بر ایشان درود باد)، لطف و مهر و رحمتت را بر ما بگستر، و از روزی خود بر ما فراوان ده، و وام ما را بپرداز و همه‌ی حاجت‌های ما را برآور، ای خدا! ای خدا! ای خدا! زیرا تو بر هر کاری توانایی. [حضرت فرمود: هرکه این نماز را به‌جا آورد و این دعا را بخواند، چون از آن فارغ شود، بین او و خداوند گناهی نماند جز آنکه آمرزیده شود.]

منابع متن و ترجمه