نهج‌البلاغه
۸

حکمت‌های مشهور نهج‌البلاغه (۱)

پنج حکمتِ کوتاه و پراستناد از قصار الحِکَم — حکمت‌های ۱، ۳، ۴، ۱۱ و ۴۰

درباره‌ی این دعا

گزیده‌ای از پنج حکمتِ کوتاه و پراستنادِ امام علی (ع) از بخش «قصار الحِکَم» نهج‌البلاغه (حکمت‌های ۱، ۳، ۴، ۱۱ و ۴۰)، دربارهٔ فتنه، آزمندی، بخل و ترس، گذشت از دشمن، و تفاوتِ زبانِ عاقل و نادان.

ترجمه: استاد حسین انصاریان

صوت این دعا به‌زودی اضافه می‌شود.

۲۸

] قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: [ كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ; لا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، وَ لا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.

آن حضرت فرمود: در فتنه همچون شتر بچه باش، او را نه پشتی‌ است که سوارش شوند، و نه پستانی‌ که شیرش دوشند.

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْبُخْلُ عارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَالْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَريبٌ في بَلْدَتِهِ.

و آن حضرت فرمود: بخل عار است، و ترس نقصان، تنگدستی‌ زیرک را از برهانش لال کند، انسان تهیدست در دیارش غریب است.

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْعَجْزُ آفَةٌ، وَ الصَّبْرُ شَجاعَةٌ، وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ، وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ، وَ نِعْمَ الْقَرينُ الرِّضي.

آن حضرت فرمود: ناتوانی‌ آفت، پایداری‌ شجاعت، زهد در دنیا ثـروت، و پاکدامنی‌ سپر از بلاست. و رضا به قضا همنشینی‌ نیکوست

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذا قَدَرْتَ عَلي عَدُوِّكَ، فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ.

و آن حضرت فرمود: وقتی‌ بر دشمن غلبه کردی‌، گذشت از او را شکرانه پیروزی‌ بر وی‌ قرار ده.

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لِسانُ الْعاقِلِ وَراءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الاَْحْمَقِ وَراءَ لِسانِهِ. - وَ هذا مِنَ الْمَعانِي الْعَجيبَةِ الشَّريفَةِ. وَ الْمُرادُ بِهِ اَنَّ الْعاقِلَ لايُطْلِقُ لِسانَهُ اِلاّ بَعْدَ مُشاورَةِ الرَّوِيَّةِ وَ مُؤامَرَةِ الْفِكْرَةِ، وَالاَْحْمَقُ تَسْبِقُ حَذَفاتُ لِسانِهِ وَ فَلَتاتُ كَلامِهِ مُراجَعَةَ فِكْرِهِ وَ مُماخَضَةَ رَأْيِهِ. فَكَاَنَّ لِسانَ الْعاقِلِ تابِعٌ لِقَلْبِهِ، وَ كَاَنَّ قَلْبَ الاَْحْمَقِ تابِعٌ لِلِسانِهِ-.

و آن حضرت فرمود: زبان عاقل در پسِ قلب او، و دل نادان پشت زبان اوست. این قطعه از معانی‌ شگفت و شریف است. منظور این است که عاقل در هر سخنی‌ جز با مشورت دل و صلاحدید فکر وارد نمی‌ شود، ولی‌ احمق سخن گفتن و ریخت و پاش زبانش پیش از رجوع به اندیشه و تأمّل و تدبّر است. بنابراین چنان است که زبان عاقل پیرو قلـب او ، و قلـب احمـق تابـع زبـان اوسـت .

منابع متن و ترجمه