نهج‌البلاغه
۳۸

حکمت‌های مشهور نهج‌البلاغه (۸)

پنج حکمتِ کوتاه و پراستناد دیگر از قصار الحِکَم — حکمت‌های ۱۲۱، ۱۲۲، ۱۲۳، ۱۲۴ و ۱۲۵

درباره‌ی این دعا

گزیده‌ای دیگر از پنج حکمتِ کوتاه و پراستنادِ امام علی (ع) از بخش «قصار الحِکَم» نهج‌البلاغه (حکمت‌های ۱۲۱ تا ۱۲۵)، از جمله تعریفِ معروفِ امام از اسلام («الإسلام هو التسلیم»).

ترجمه: استاد حسین انصاریان

صوت این دعا به‌زودی اضافه می‌شود.

۲۸

وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - شَتّانَ ما بَيْنَ عَمَلَيْنِ: عَمَل تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقي تَبِعَتُهُ، وَ عَمَل تَذْهَبُ مَؤُونَتُهُ وَ يَبْقي اَجْرُهُ.

و آن حضرت فرمود: چه اندازه بین دو عمل فاصله است: عملی‌ که لذّتش از بین برود و زیانش بماند. و عملی‌ که رنجش پایان پذیرد و اجرش باقی‌ ماند.

وَ قَدْ تَبِعَ جَنازَةً فَسَمِعَ رَجُلاً يَضْحَكُ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كَاَنَّ الْمَوتَ فيها عَلي غَيْرِنا كُتِبَ، وَ كَاَنَّ الْحَقَّ فيها عَلي غَيْرِنا وَجَبَ، وَ كَاَنَّ الَّذي نَري مِنَ الاَْمْواتِ سَفْرٌ عَمّا قَليل اِلَيْنا راجِعُونَ، نُبَوِّئُهُمْ اَجْداثَهُمْ، وَ نَأْكُلُ تُراثَهُمْ، كَاَنّا مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ، ثُمَّ قَدْ نَسينا كُلَّ واعِظ وَ واعِظَة، وَ رُمينا بِكُلِّ فادِح وَ جائِحَة.

امام دنبال جنازه ای‌ می‌ رفت شنید مردی‌ می‌ خندد، فرمود: گویا مردن در این جهان را برای‌ غیر ما ثبت کرده اند، و انگار حق بر غیر ما واجب شده، و خیال می‌ کنی‌ مردگانی‌ که می‌ بینیم مسافرانی‌ هستند که به زودی‌ به جانب ما بازمی‌ گردند، آنان را در قبرهایشان می‌ نهیم و ارثشان را می‌ خوریم، گویی‌ ما پس از آنها جاودان خواهیم بود، که پند پنددهندگان را از یاد بردیم، و نشانه هر بلای‌ سخت و سنگین شدیم.

وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - طُوبي لِمَنْ ذَلَّ في نَفْسِهِ، وَ طابَ كَسْبُهُ، وَ صَلَحَتْ سَريرَتُهُ، وَ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ، وَ اَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ، وَ اَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ لِسانِهِ، وَ عَزَلَ عَنِ النّاسِ شَرَّهُ، وَ وَسِعَتْهُ السُّنَّةُ، وَ لَمْ يُنْسَبْ اِلَي الْبِدْعَةِ.

و آن حضرت فرمود: خوشا به حال کسی‌ که نزد خود خوار، و کسبش پاک، و باطنش شایسته، و اخلاقش نیکوست، اضافه مالش را انفاق می‌ کند، و زبان را از پرگویی‌ حفظ می‌ نماید، و شرّش را از مردم دور می‌ دارد، و اجرای‌ سنّت پیامبر بر او سخت نیاید، و به بدعت گرایی‌ متّهم نشده است.

وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - غيرَةُ الْمَرْاَةِ كُفْرٌ، وَ غيرَةُ الرَّجُلِ ايمانٌ.

و آن حضرت فرمود: غیرت زن بر شوهرش کفر، و غیرت مرد بر همسرش ایمان است.

وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاََنْسُبَنَّ الاِْسْلامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْها اَحَدٌ قَبْلي: الاِْسْلامُ هُوَ التَّسْليمُ، وَالتَّسْليمُ هُوَ الْيَقينُ، وَ الْيَقينُ هُوَ التَّصْديقُ، وَالتَّصْديقُ هُوَ الاِْقْرارُ، وَ الاِْقْرارُ هُوَ الاَْداءُ، وَ الاَْداءُ هُوَ الْعَمَلُ.

و آن حضرت فرمود: اسلام را آنچنان معنی‌ کنم که احدی‌ پیش از من به این صورت معنا نکرده باشد: اسلام همان تسلیم بودن، و تسلیم همان باور، و باور همان قبول کردن، و قبول کردن همان اقرار، و اقرار همان ادا نمودن، و ادا نمودن همان عمل کردن است.

منابع متن و ترجمه