نهج‌البلاغه
۱۷۶

کلامی در ذکرِ فضائلِ خویش

کلامِ ۳۷ نهج‌البلاغه (خطبه‌گونه) — امام علی (ع) پس از نبردِ نهروان دربارهٔ سبقتِ خود در ایمان و عملِ صالح سخن می‌گوید

درباره‌ی این دعا

امام علی (ع) در این سخنِ خطبه‌گونه که پس از فرونشاندنِ شورشِ نهروان بیان کرده، یادآور می‌شود که به‌وظیفه قیام کرد آنگاه که دیگران ناتوان شدند، و سخن گفت آنگاه که دیگران واماندند؛ خود را نخستین کسی می‌داند که پیامبر (ص) را تصدیق کرد و هرگز دروغی به او نمی‌بندد.

ترجمه: استاد حسین انصاریان

صوت این دعا به‌زودی اضافه می‌شود.

۲۸

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ

از سخنان آن حضرت است

يَجْري مَجْرَي الْخُطْبَةِ

که خطبه گونه ایراد شده در ذکر فضائل خود

فَقُمْتُ بِالاَْمْرِ حينَ فَشِلُوا، وَ تَطَلَّعْتُ حينَ تَقَبَّعُوا،

بهوظیفه قیام کردم بهوقتی‌ که دیگران ناتوان شدند، خود را آشکارنمودم آن زمان که دیگران سر در گریبان بودند،

وَ نَطَقْتُ حينَ تَعْتَعُوا، وَ مَضَيْتُ بِنُورِ اللّهِ حينَ وَقَفُوا.

سخن گفتم هنگامی‌ که آنان واماندند، و به نور خدا راه پیمودم وقتی‌ که آنان دچار توقف شدند.

وَ كُنْتُ اَخْفَضَهُمْ صَوْتاً، وَ اَعْلاهُمْ فَوْتاً. فَطِرْتُ بِعِنانِها،

در آن زمان صدایم از همه پایین تر بود، ولی‌ در پیشی‌ گرفتن به خیر از همه برتر بودم. با عنان فضائل پرواز کردم،

وَ اسْتَبْدَدْتُ بِرِهانِها، كَالْجَبَلِ لا تُحَرِّكُهُ الْقَواصِفُ، وَلا تُزيلُهُ الْعَواصِفُ،

و جایزه مسابقه را بردم، همانند کوهی‌ که باد شکننده آن را نجنباند، و طوفان آن را از جا نکند.

لَمْ يَكُنْ لاَِحَد فِيَّ مَهْمَزٌ، وَلا لِقائِل فِيَّ مَغْمَزٌ. الذَّليلُ عِنْدي عَزيزٌ

کسی‌ نتوانسته از من عیب بگیرد، یا زبان به بدگوئیم باز کند. ضعیف در نزدم عزیز است

حَتّي آخُذَ الْحَقَّ لَهُ، وَالْقَوِيُّ عِنْدي ضَعيفٌ حَتّي آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُ.

تا حقّش را از ظالم بگیرم، و قوی‌ نزدم ناتوان است تا حق مظلوم را از وی‌ بستانم.

رَضينا عَنِ اللّهِ قَضاءَهُ، وَ سَلَّمْنا لِلّهِ اَمْرَهُ.

مـا بـه قضـاء الهی‌ راضـی‌، و تسلیم امـر او هستیم.

اَتَراني اَكْذِبُ عَلي رَسُولِ اللّهِ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ؟! وَ اللّهِ لاََنَا

آیا مرا می‌ بینی‌ که به رسول خدا ـ که درود خدا بر او و آلش باد ـ دروغ بندم؟ به خدا اول کسی‌ هستم

اَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ، فَلااَكُونُ اَوَّلَ مَنْ كَذَبَ عَلَيْهِ. فَنَظَرْتُ في اَمْري فَاِذا

که او را باور کردم، و اول کسی‌ نخواهم بود که بر او دروغ بندم. در مسأله خلافت خود فکر کردم دیدم وجوب

طاعَتي قَدْ سَبَقَتْ بَيْعَتي، وَ اِذَا الْميثاقُ في عُنُقي لِغَيْري.

اطاعت از رسول (که مرا به مدارا امر کرده بود) برعهده من است، بیعت کردم و براساس پیمان خود با نبی‌ اسلام عمل کردم.

منابع متن و ترجمه