خطبهٔ حَیدی حَیاد
خطبهٔ ۲۹ نهجالبلاغه — نکوهش سستی در دفاع، پس از یورش ضحّاک بن قیس به کاروان حاجیان
دربارهی این دعا
خطبهٔ ۲۹ نهجالبلاغه، پس از ماجرای حَکَمین و یورشِ ضحّاک بن قیس (فرماندهِ معاویه) به کاروانِ حاجیان؛ امام علی (ع) در آن سستیِ یارانش در دفاع را نکوهش میکند.
ترجمه: استاد حسین انصاریان
صوت این دعا بهزودی اضافه میشود.
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ اَيُّهَاالنّاسُ الْمُجْتَمِعَةُ اَبْدانُهُمْ، الْمُخْتَلِفَةُ اَهْواؤُهُمْ! كَلامُكُمْ يُوهِي الصُّمَّ الصِّلابَ، وَ فِعْلُكُمْ يُطْمِعُ فيكُمُ الاَْعْداءَ. تَقُولُونَ فِي الْمَجالِسِ كَيْتَ وَ كَيْتَ، فَاِذا جاءَ الْقِتالُ قُلْتُمْ: حيدي حَيادِ.
از خطبه های آن حضرت است پس از برنامه حکمین و تاخت و تاز ضحّاک بن قیس، که در این خطبه به آنچه در اطراف قلمرو حکومتش بهوجود آمده اشاره نموده و پیروانش را به ایجاد نظم و صلاح ترغیب فرموده ای مردمی که بدنهاتان با هم، و خواهشهاتان مختلف است! کلامتان سنگ سخت را می شکند، و عملتان دشمن را نسبت به شما به طمع می اندازد. در مجالس لاف و گزاف می زنید، و به وقت جنگ فریاد می کنید: ای جنگ از ما دور شو!
ما عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعاكُمْ، وَلاَ اسْتَراحَ قَلْبُ مَنْ قاساكُمْ. اَعاليلُ بِاَضاليلَ، دِفاعَ ذِي الدَّيْنِ الْمَطُولِ. لايَمْنَعُ الضَّيْمَ الذَّليلُ، وَ لايُدْرَكُ الْحَقُّ اِلاّ بِالْجِدِّ. اَيَّ دار بَعْدَ دارِكُمْ تَمْنَعُونَ؟ وَ مَعَ اَيِّ اِمام بَعْدي تُقاتِلُونَ؟ الْمَغْرُورُ وَاللّهِ مَنْ غَرَرْتُمُوهُ، وَ مَنْ فازَ بِكُمْ فَقَدْ فَازَ وَاللّهِ بِالسَّهْمِ الاَْخْيَبِ، وَ مَنْ رَمي بِكُمْ فَقَدْ رَمي بِاَفْوَقِ ناصِل. اَصْبَحْتُ وَاللّهِ لااُصَدِّقُ قَوْلَكُمْ، وَلا اَطْمَعُ في نَصْرِكُمْ، وَلا اُوعِدُ الْعَدُوَّ بِكُمْ. ما بالُكُمْ؟ ما دَواؤُكُمْ؟
دعوت کسی که شما را بخواند ارزش نیابد، و قلب آن که رنج شما را تحمل کند آسایش ندارد. بهانه های دور از منطق می آورید، همانند بدهکاری که بی دلیل از طلبکار تمدید می طلبد. ذلیل و ترسو ستم را از خود بازنمی دارد، و حق بدون تلاش به دست نمی آید. از کدام خانه بعد از خانه خود دفاع می کنید؟ و همراه کدام پیشوا پس از من به جنگ می روید؟ به خدا قسم فریب خورده کسی است که شما او را فریب داده اید، و آن که شما بهره او شوید به خدا قسم که به تیر قرعه ای که سهمی ندارد دست یافته، و آن که به کمک شما تیر انداخت تیری بی کمان و پیکان پرتاب کرد. به خدا سوگند نه گفته شما را باور می کنم، و نه طمعی به یاری شما دارم، و نه دشمن را از شما می ترسانم. شما را چه شده؟ دوای دردتان چیست؟
ما طِبُّكُمُ؟ الْقَوْمُ رِجالٌ اَمْثالُكُمْ. اَقَوْلاً بِغَيْرِ عَمَل؟! وَ غَفْلَةً مِنْ غَيْرِ وَرَع ؟! وَ طَمَعاً في غَيْرِ حَقٍّ؟!
و راه علاجتان کدام است؟ دشمن هم مانند شماست. چرا سخن بدون عمل؟! و غفلت بدون ورع؟! و طمع در غیر حق؟!