خطبهٔ شکایت از قریش
خطبهٔ ۲۱۷ (در ترجمهٔ انصاریان: ۲۰۸) نهجالبلاغه — دادخواهیِ امام علی (ع) از خدا در برابرِ قریش که حقِ او را غصب کردند
دربارهی این دعا
امام علی (ع) در این خطبهٔ کوتاه از خداوند بر قریش و یاریگرانشان دادخواهی میکند که پیوندِ خویشاوندی را بریدند و حقی را که به آن سزاوارتر بود از او گرفتند؛ و میگوید تنها برای حفظِ جانِ خاندانش بر این ستم شکیبایی کرد.
ترجمه: استاد حسین انصاریان
صوت این دعا بهزودی اضافه میشود.
وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است در شکایت از قریش
اللّهُمَّ اِنّي اَسْتَعْديكَ عَلي قُرَيْش وَ مَنْ اَعانَهُمْ، فَاِنَّهُمْ قَدْ قَطَعُوا
خداوندا، از تو بر قریش و کمک دهندگانشان یاری می خواهم، زیرا قریش با من قطع
رَحِمي، وَ اَكْفَأُوا اِنائي، وَاَجْمَعُوا عَلي مُنازَعَتي حَقّاً كُنْتُ
رحم کردند، و پیمانه حکومتم را واژگون نمودند، و برای نزاع با من در حقّی که از دیگران به آن
اَوْلي بِهِ مِنْ غَيْري، وَ قالُوا: اَلا اِنَّ فِي الْحَقِّ اَنْ تَأْخُذَهُ، وَ فِي الْحَقِّ
سزاوارتر بودم اجتماع کردند، و گفتند: آگاه باش، حق آن است که آن را بگیری، و حق آن است
اَنْ تُمْنَعَهُ، فَاصْبِرْ مَغْمُوماً، اَوْ مُتْ مُتَاَسِّفاً. فَنَظَرْتُ فَاِذا لَيْسَ لي
که از آن ممنوع شوی، پس بر غصه و اندوه صبر کن، یا با تأسّف بمیر! در آن هنگام دیدم
رافِدٌ، وَ لا ذابٌّ وَ لا مُساعِدٌ، اِلاّ اَهْلَ بَيْتي، فَضَنَنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَنِيَّةِ،
مرا جز اهل بیتم یار و مدافع و همیاری نیست، که روا نداشتم آنان را به ورطه مرگ اندازم،
فَاَغْضَيْتُ عَلَي الْقَذي، وَ جَرِعْتُ ريقي عَلَي الشَّجي، وَ صَبَرْتُ
پس چشم خاشاک رفته را برهم گذاشتم، و با استخوان مانده در گلو آب دهن فرو دادم، و برای فرو بردن
مِنْ كَظْمِ الْغَيْظِ عَلي اَمَرَّ مِنَ الْعَلْقَمِ، وَ آلَمَ لِلْقَلْبِ مِنْ وَخْزِ الشِّفارِ.
خشم بر چیزی صبر کردم که از حنظل تلخ تر، و دردش برای قلب از بریدن کاردهای بزرگ سخت تر بود.
- وَ قَدْ مَضي هذَا الْكَلامُ في اَثْناءِ خُطْبَة مُتَقَدِّمَة اِلاّ اَنّي كَرَّرْتُهُ
این سخن بین خطبه ای که پیشتر گذشت (خطبه 171) آمده بود، ولی من برای اختلافی که
ههُنا لاِخْتِلافِ الرِّوايَتَيْنِ.-
در دو روایت بود دوباره آوردم.