خطبه پس از کشته شدنِ طلحه و زبیر
خطبهٔ ۴ نهجالبلاغه — خطاب به پیمانشکنانِ جنگ جمل، پس از پایانِ جنگ
دربارهی این دعا
خطبهٔ ۴ نهجالبلاغه، ایرادشده پس از کشته شدنِ طلحه و زبیر در جنگ جمل؛ امام علی (ع) خطاب به پیمانشکنانِ بیعت، از هدایتِ خود و ثباتِ قلبش در برابرِ حق سخن میگوید.
ترجمه: استاد حسین انصاریان
صوت این دعا بهزودی اضافه میشود.
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ بِنَا اهْتَدَيْتُمْ فِي الظَّلْماءِ، وَ تَسَنَّمْتُمُ الْعَلْياءَ، وَ بِنَا انْفَجَرْتُمْ عَنِ السَّرارِ. وُقِرَ سَمْعٌ لَمْ يَفْقَهِ الْواعِيَةَ، وَ كَيْفَ يُراعِي النَّبْأَةَ مَنْ أصَمَّتْهُ الصَّيْحَةُ؟! رُبِطَ جَنانٌ لَمْ يُفارِقْهُ الْخَفَقانُ. مازِلْتُ اَنْتَظِرُ بِكُمْ عَواقِبَ الْغَدْرِ، وَاَتَوَسَّمُكُمْ بِحِلْيَةِ الْمُغْتَرِّينَ. سَتَرَني عَنْكُمْ جِلْبابُ الدِّينِ، وَ بَصَّرَنيكُمْ صِدْقُ النِّيَّةِ. اَقَمْتُ لَكُمْ عَلي سَنَنِ الْحَقِّ في جَوادِّ الْمَضَلَّةِ، حَيْثُ تَلْتَقُونَ وَلادَليلَ، وَ تَحْتَفِرُونَ وَلاتُميهُونَ.
از خطبه های آن حضرت است که بعد از کشته شدن طلحه و زبیر ایراد فرموده در عرصه تاریکی ها به کمک ما هدایت یافتید، و به اوج برتری رسیدید، و از شب تاریک درآمدید. گران باد گوشی که ندای نصیحت را نشنود، و آن که آوای بلند گوشش را کر نموده چگونه صدای ملایم مرا بشنود؟! آرام باد قلبی که از خوف خدا از ضربان بازنمی ایستد. پیوسته در انتظار عواقب عهدشکنی شما بودم، و علامت فریب خوردگان را در چهره شما می دیدیم. چشم پوشیم از شما به خاطر پنهان بودنتان زیر لباس دین بود، در حالی که نور قلبم مرا از پنهان شما خبر می داد. کنار مسیر گمراه کننده ایستادم تا شما را به راه حق آرم، آن زمان که جمع می شدید و راهنما نداشتید، و برای آب هدایت چاه می کندید و به آب نمی رسیدید.
اَلْيَوْمَ اُنْطِقُ لَكُمُ الْعَجْماءَ ذاتَ الْبَيانِ. غَرَبَ رَأْيُ امْرِئ تَخَلَّفَ عَنّي. مَاشَكَكْتُ فِي الْحَقِّ مُذْ اُريتُهُ. لَمْ يُوجِسْ مُوسي عَلَيْهِ السَّلامُ خيفَةً عَلي نَفْسِهِ، بَلْ اَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهّالِ وَ دِوَلِ الضَّلالِ. اَلْيَوْمَ تَواقَفْنا عَلي سَبيلِ الْحَقِّ وَالْباطِلِ. مَنْ وَثِقَ بِماء لَمْ يَظْمَأْ.
امروز (اسرار و رموز) زبان بسته را برایتان به سخن می آورم. آن که از پیروی من بازماند عقل از سرش پریده است. از زمانی که حق را به من نمایاندند در آن تردید ننمودم. (پس وحشتم از خودم نیست، چنانکه) موسی بر خودش نترسید، وحشتش از پیروزی جهّال و حکومتهای گمراه بود. امروز ما و شما بر سر دوراهی حق وباطلیم (ما حقّیم وشما باطل). کسی که اطمینان بهوجود آب دارد تشنه نمی ماند.