نهج‌البلاغه
۴۷

خطبهٔ وصفِ پیامبر و تهدیدِ بنی‌امیه

خطبهٔ ۱۰۵ نهج‌البلاغه — فضایل پیامبر (ص)، هشدار به بنی‌امیه، و پند به شتافتن به دانش

درباره‌ی این دعا

خطبهٔ ۱۰۵ نهج‌البلاغه، در وصفِ پیامبر (ص)، تهدیدِ بنی‌امیه دربارهٔ فرجامِ حکومتشان، و پندِ مردم به شتافتن به سوی دانش پیش از آنکه اهلش از دست بروند.

ترجمه: استاد حسین انصاریان

صوت این دعا به‌زودی اضافه می‌شود.

۲۸

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ حَتّي بَعَثَ اللّهُ مُحَمَّداً صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ شَهيداً وَ بَشيراً وَ نَذيراً. خَيْرَ الْبَرِيَّةِ طِفْلاً، وَ اَنْجَبَها كَهْلاً، وَ اَطْهَرَ الْمُطَهَّرينَ شيمَةً، وَاَجْوَدَ الْمُسْتَمْطَرينَ ديمَةً.

از خطبه های‌ آن حضرت است در وصف پیامبر(ص) و تهدید بنی‌ امیه و پند به مردم تا اینکه خداوند محمّد صلّی‌ اللّه علیه وآله را گواه و بشارت دهنده و ترساننده برانگیخت. در کودکی‌ بهترین مردم، در بزرگسالی‌ نجیب ترین انسان، در اخلاق پاکترین پاکان، و دوام جود و سخایش از همه بیشتر بود.

فَمَا احْلَوْلَتْ لَكُمُ الدُّنْيا في لَذَّتِها، وَلا تَمَكَّنْتُمْ مِنْ رَضاعِ اَخْلافِها، اِلاّ مِنْ بَعْدِ ماصادَفْتُمُوها جائِلاً خِطامُها، قَلِقاً وَضينُها. قَدْ صارَ حَرامُها عِنْدَ اَقْوام بِمَنْزِلَةِ السِّدْرِ الْمَخْضُودِ، وَ حَلالُها بَعيداً غَيْرَ مَوْجُود. وَ صادَفْتُمُوها وَاللّهِ ظِلاًّ مَمْدُوداً اِلي اَجَل مَعْدُود. فَالاَْرْضُ لَكُمْ شاغِرَةٌ، وَ اَيْديكُمْ فيها مَبْسُوطَةٌ، وَ اَيْدِي الْقادَةِ عَنْكُمْ مَكْفُوفَةٌ، وَسُيُوفُكُمْ عَلَيْهِمْ مُسَلَّطَةٌ، وَ سُيُوفُهُمْ عَنْكُمْ مَقْبُـوضَــةٌ .

پس شما (ای‌ بنی‌ امیّه) از شیرینی‌ دنیا لذت نبردید، و برای‌ نوشیدن شیر از پستان آن توانمند نشدید، مگر بعد از آنکه مهارش را رها، و تَنگ پالانش را نبسته یافتید. حرامش نزد اقوامی‌ به منزله درخت سدر بی‌ خار (آسان و در دسترس) و حلالش دور از دسترس و غیرموجود بود. به خدا قسم به آن دنیایی‌ دست یافتید که چون سایه ای‌ گسترده تا زمانی‌ معین است. زمین برای‌ شما از هر مانعی‌ آزاد، و دستتان در آن باز است، ولی‌ دستان رهبران واقعی‌ از سر شما کوتاه است، و شمشیرهای‌ شما بر آنان غالب، و شمشیر آنان از شما بازگرفته شده است.

اَلا اِنَّ لِكُلِّ دَم ثائِراً، وَلِكُلِّ حَقٍّ طالِباً. وَ اِنَّ الثّائِرَ في دِمائِنا كَالْحاكِمِ في حَقِّ نَفْسِهِ، وَ هُوَ اللّهُ الَّذي لايُعْجِزُهُ مَنْ طَلَبَ، وَلايَفُوتُهُ مَنْ هَرَبَ. فَاُقْسِمُ بِاللّهِ يا بَني اُمَيَّةَ، عَمّا قَليل لَتَعْرِفُنَّها في اَيْدي غَيْرِكُمْ، وَ في دارِ عَدُوِّكُمْ. اَلا اِنَّ اَبْصَرَ الاَْبْصارِ ما نَفَذَ فِي الْخَيْرِ طَرْفُهُ، اَلا اِنَّ اَسْمَعَ الاَْسْماعِ ما وَعَي التَّذْكيرَ وَ قَبِلَهُ.

بدانید هر خونی‌ را خونخواهی‌، و هر حقّی‌ را خواهنده ای‌ است. خونخواه خونهای‌ ما چون حاکمی‌ است که درباره خودش حکم دهد، و او همان خداوندی‌ است که مطلوبی‌ او را ناتوان نکند، و گریزنده ای‌ از پنجه عدالتش بیرون نرود. ای‌ بنی‌ امیّه، به خدا سوگند می‌ خورم که پس از اندک زمانی‌ این حکومت را در دست غیر خود، و در خانه دشمنانتان خواهید دید. بدانید بیناترین دیده دیده ای‌ است که در خیر نفوذ کند و شنواترین گوش آن گوشی‌ است که پند را بشنود و بپذیرد.

اَيُّهَا النّاسُ، اسْتَصْبِحُوا مِنْ شُعْلَةِ مِصْباحِ واعِظ مُتَّعِظ، وَامْتاحُوا مِنْ صَفْوِ عَيْن قَدْ رُوِّقَتْ مِنَ الْكَدَرِ. عِبادَ اللّهِ، لاتَرْكَنُوا اِلي جَهالَتِكُمْ، وَلاتَنْقادُوا لاَِهْوائِكُمْ، فَاِنَّ النّازِلَ بِهذَا الْمَنْزِلِ نازِلٌ بِشَفا جُرُف هار، يَنْقُلُ الرَّدي عَلي ظَهْرِهِ مِنْ مَوْضِع اِلي مَوْضِع لِرَأْي يُحْدِثُهُ بَعْدَ رَأْي، يُريدُ اَنْ يُلْصِقَ ما لايَلْتَصِقُ، وَ يَقَرِّبَ ما لايَتَقارَبُ.

ای‌ مردم، دل از نور چراغ پنددهنده ای‌ که خود پندپذیر است روشن کنید، و آب را از چشمه زلالی‌ که از تیرگی‌ صاف مانده بکشید. ای‌ بندگان خدا، به نادانی‌ خود تکیه ننمایید، و هوای‌ نفس شما را به دنبال خود نکشد، زیرا آن که به نادانی‌ خود تکیه زد و اسیر هوا شد به لبه پرتگاه هلاکت افتاده، بار ضلالتی‌ را که به دوش گرفته از جایی‌ به جایی‌ انتقال می‌ دهد، آن هم به خاطر اندیشه باطلی‌ که به دنبال هم به بازار می‌ آورد، و می‌ خواهد آنچه را نمی‌ چسبد بچسباند، و آنچه را نزدیک نمی‌ گردد نزدیک گرداند.

فَاللّهَ اَللّهَ اَنْ تَشْكُوا اِلي مَنْ لا يُشْكي شَجْوَكُمْ، وَلا يَنْقُضُ بِرَأْيِهِ ما قَدْ اُبْرِمَ لَكُمْ. اِنَّهُ لَيْسَ عَلَي الاِْمامِ اِلاّ ما حُمِّلَ مِنْ اَمْرِ رَبِّهِ: الاِْبْلاغُ فِي الْمَوْعِظَةِ، وَالاِْجْتِهادُ فِي النَّصيحَةِ، وَالاِْحْياءُ لِلسُّنَّةِ، وَ اِقامَةُ الْحُدُودِ عَلي مُسْتَحِقِّيها، وَ اِصْدارُ السُّهْمانِ عَلي اَهْلِها.

خدا را خدا را، از اینکه نزد کسی‌ شکایت برید که اندوه شما را برطرف نمی‌ سازد، و توانایی‌ باز کردن گره از کار شما را ندارد. امام به غیر آنچه از جانب خدا مأمور است وظیفه ای‌ ندارد، تکلیف او ابلاغ کامل پند و اندرز، و جدیت در خیرخواهی‌، و زنده کردن سنّت، و اقامه حدود است بر کسی‌ که سزاوار حدّ است، و نیز رساندن سهم بیت المال به مستحقّش.

فَبادِرُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِ تَصْويحِ نَبْتِهِ، وَ مِنْ قَبْلِ اَنْ تُشْغَلُوا بِاَنْفُسِكُمْ عَنْ مُسْتَثارِ الْعِلْمِ مِنْ عِنْدِ اَهْلِهِ. وَانْهَوْا غَيْرَكُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَناهَوْا عَنْهُ، فَاِنَّما اُمِرْتُمْ بِالنَّهْيِ بَعْدَ التَّناهي.

پس برای‌ فراگیری‌ دانش بشتابید پیش از آنکه درختش خشک شود، و قبل از آنکه در بهره گیری‌ علمی‌ از معادن آن گرفتار خودمشغولی‌ شوید. دیگران را از منکر نهی‌ کنید و خود نیز از ارتکاب به آن بپرهیزید، زیرا مسئولید اول خود از گناه کناره گیری‌ کنید سپس دیگران را از آن نهی‌ نمایید.

منابع متن و ترجمه