نامه به کارگزارِ خیانتکار
نامهٔ ۴۱ نهجالبلاغه — توبیخِ تندِ کارگزاری که در بیتالمال خیانت کرد
دربارهی این دعا
نامهٔ ۴۱ نهجالبلاغه، خطاب امام علی (ع) به یکی از کارگزارانش که در بیتالمال خیانت کرد؛ توبیخی تند، همراه با تأکید بر برابریِ همه — حتی فرزندانش — در برابرِ قانون.
ترجمه: استاد حسین انصاریان
صوت این دعا بهزودی اضافه میشود.
وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ اِلي بَعْضِ عُمّالِهِ اَمّا بَعْدُ، فَاِنّي كُنْتُ اَشْرَكْتُكَ في اَمانَتي، وَ جَعَلْتُكَ شِعاري وَ بِطانَتي، وَ لَمْ يَكُنْ في اَهْلي رَجُلٌ اَوْثَقَ مِنْكَ في نَفْسي لِمُواساتي وَ مُوازَرَتي وَ اَداءِ الاَْمانَةِ اِلَيَّ. فَلَمّا رَاَيْتَ الزَّمانَ عَلَي ابْنِ عَمِّكَ قَدْ كَلِبَ، وَ الْعَدُوَّ قَدْ حَرِبَ، وَ اَمانَةَ النّاسِ قَدْ خَزِيَتْ، وَ هذِهِ الاُْمَّةَ قَدْ فَتَكَتْ وَ شَغَرَتْ، قَلَبْتَ لاِبْنِ عَمِّكَ ظَهْرَ الْمِجَنِّ، فَفارَقْتَهُ مَعَ الْمُفارِقينَ، وَ خَذَلْتَهُ مَعَ الْخاذِلينَ، وَ خُنْتَهُ مَعَ الْخائِنينَ! فَلاَ ابْنَ عَمِّكَ آسَيْتَ، وَ لاَ الاَْمانَةَ اَدَّيْتَ.
از نامه های آن حضرت است به یکی از کارگزارانش اما بعد، من تو را در امانتم (حکومت) شریک خود نمودم، و نسبت به خویش از همه نزدیکتر قرار دادم، هیچ یک از خاندانم، برای موافقت و مدد کردن به من و رساندن امانت به سویم در نظر من مطمئن تر از تو نبود. چون دیدی زمانه بر پسرعمویت سخت شد، و دشمن بر او کینه ورزید، و امانت مردم تباه شد، و این امّت به فتنه دچار و به خونریزی دلیر و پراکنده و بی پناه شدند، پیمانت را با پسرعمویت دگرگون نمودی، و همراه جداشدگان از او جدا شدی، و با آنان که دست از یاریش برداشتند همراه گشتی، و با خیانت کنندگان به او خیانت نمودی! نه با پسرعمویت همراهی نمود، نه امانت را ادا کردی.
وَ كَاَنَّكَ لَمْ تَكُنِ اللّهَ تُريدُ بِجِهادِكَ، وَ كَاَنَّكَ لَمْ تَكُنْ عَلي بَيِّنَة مِنْ رَبِّكَ، وَ كَاَنَّكَ اِنَّما كُنْتَ تَكيدُ هذِهِ الاُْمَّةَ عَنْ دُنْياهُمْ، وَ تَنْوي غِـرَّتَـهُـمْ عَـنْ فَيْـئِـهِمْ. فَلَمّا اَمْكَنَتْكَ الشِّدَّةُ في خِيانَةِ الاُْمَّةِ اَسْرَعْتَ الْكَرَّةَ، وَ عاجَلْتَ الْوَثْبَةَ، وَ اخْتَطَفْتَ ما قَدَرْتَ عَلَيْهِ مِنْ اَمْوالِهِمُ الْمَصُونَةِ لاَِرامِلِهِمْ وَ اَيْتامِهِمُ، اخْتِطافَ الذِّئْبِ الاَْزَلِّ دامِيَةَ الْمِعْزَي الْكَسيرَةِ، فَحَمَلْتَهُ اِلَي الْحِجازِ رَحيبَ الصَّدْرِ بِحَمْلِهِ، غَيْرَ مُتَأَثِّم مِنْ اَخْذِهِ!
گویا تلاشت برای خدا نبود، و انگار از جانب پروردگارت حجّتی نداشتی، و مثل اینکه در مقام بودی تا این امت را به خاطر اموالشان فریب دهی، و قصد داشتی غافلگیرشان کرده و بیت المال آنان را غارت کنی. چون زمینه تشدید خیانت به امت برایت فراهم شد به سرعت حمله کرده، و به شتاب از جای جَستی، و آنچه توانستی از اموالی که برای بیوه زنان و یتیمان نگهداری می شد مانند گرگ تیزرو که بزغاله مجروح از پا افتاده را برباید ربودی، و آن مال را با خیال راحت به حجاز منتقل کردی، بدون اینکه در این غارتگری احساس گناه کنی!
كَاَنَّكَ ـ لا اَبا لِغَيْرِكَ ـ حَدَرْتَ اِلي اَهْلِكَ تُراثكَ مِنْ اَبيكَ وَ اُمِّكَ. فَسُبْحانَ اللّهِ! اَما تُؤْمِنُ بِالْمَعادِ؟ اَوَ ما تَخافُ نِقاشَ الْحِسابِ! اَيُّهَا الْمَعْدُودُ كانَ عِنْدَنا مِنْ ذَوِي الاَْلْبابِ، كَيْفَ تُسيغُ شَراباً وَ طَعاماً وَ اَنْتَ تَعْلَمُ اَنَّكَ تَأْكُلُ حَراماً، وَ تَشْرَبُ حَراماً؟ وَ تَبْتاعُ الاِْماءَ، وَ تَنْكِحُ النِّساءَ مِنْ مالِ الْيَتامي وَ الْمَساكينِ وَ الْمُؤْمِنينَ الْمُجاهِدينَ، الَّذينَ اَفاءَ اللّهُ عَلَيْهِمْ هذِهِ الاَْمْوالَ، وَ اَحْرَزَ بِهِمْ هذِهِ الْبِلادَ. فَاتَّقِ اللّه، وَارْدُدْ اِلي هؤُلاءِ الْقَوْمِ اَمْوالَهُمْ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ اَمْكَنَني اللّهُ مِنْكَ لاَُعْذِرَنَّ اِلَي اللّهِ فيكَ، وَ لاََضْرِبَنَّكَ بِسَيْفِي الَّذي ما ضَرَبْتُ بِهِ اَحَداً اِلاّ دَخَلَ النّارَ. وَ وَاللّهِ لَوْ اَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَعَلا مِثْلَ الَّذِي فَعَلْتَ، ما كانَتْ لَهُما عِنْدي هَوادَةٌ، وَ لا ظَفِرا مِنّي بِاِرادَة، حَتّي آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُما، وَ اُزيلَ الْباطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِما. وَ اُقْسِمُ بِاللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ، ما يَسُرُّني اَنَّ ما اَخَذْتَهُ مِنْ اَمْوالِهِمْ حَلالٌ لي اَتْرُكُهُ ميراثاً لِمَنْ بَعْدي. فَضَحِّ رُوَيْداً، فَكَاَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي، وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري، وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالْمَحَلِّ الَّذي يُنادِي الظّالِمُ فيهِ بِالْحَسْرَةِ، وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ، وَ لاتَ حينَ مَناص.
گویا ـ که پدرت مباد ـ میراثی از پدر و مادرت به سوی خانواده ات فرو فرستادی! سبحان اللّه! آیا به قیامت ایمان نداری؟ آیا از حساب دقیق نمی ترسی؟ ای کسی که نزد ما از خردمندان به حساب می آمدی، چگونه آب و غذا از گلویت پایین می رود در حالی که می دانی حرام می خوری و حرام می آشامی؟ و کنیزان می خری، و زنان را از مال یتیمان و مسکینان و مؤمنان مجاهد که خداوند این اموال را در اختیار آنان گذاشته و شهرها را به وسیله آنان حفظ کرده به همسری خود درمی آوری؟! پس از خدا بترس، و اموال این مردم را به آنان بازگردان، که اگر چنین نکنی و خداوند مرا بر تو مسلط کند عذر تو را نزد خدا نپذیرم، و تو را با شمشیرم بزنم که هر که را با آن زده ام به جهنم رفته. به خدا قسم اگر حسن و حسین آنچه را تو انجام داده ای مرتکب می شدند نزد من گذشتی نداشتند، و به خواسته خود دست نمی یافتند، تا آنکه حق را از آنان بگیرم، و باطل ناشی از ستمشان را برطرف سازم. و به خدای جهانیان قسم یاد می کنم که خوشحال نمی شوم اگر آنچه از اموال آنان گرفتی برای من حلال باشد و آن را میراثی برای فرزندانم بگذارم. پس اندکی آرام باش، گویی به پایان راه رسیده ای، و در زیر خاک دفن شده ای، و کارهایت را به تو نشان داده اند در جایی که ستمگر در آن با حسرت فریاد می زند، و تباه کننده حق آرزوی بازگشت دارد، و آن هنگام، هنگام گریز نیست.