نهج‌البلاغه
۱۴

نامه به کمیل بن زیاد

نامهٔ ۶۱ نهج‌البلاغه — نکوهش کمیل بن زیاد نخعی برای کوتاهی در دفاع از مرز

درباره‌ی این دعا

نامهٔ ۶۱ نهج‌البلاغه، خطاب امام علی (ع) به کمیل بن زیاد نخعی، فرماندارِ هیت؛ نکوهشی به او برای کوتاهی در دفاع از منطقه در برابر سپاه دشمن.

ترجمه: استاد حسین انصاریان

صوت این دعا به‌زودی اضافه می‌شود.

۲۸

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ اِلي كُمَيْلِ بْنِ زِياد النَّخَعِيِّ، وَ هُوَ عامِلُهُ عَلي هيت، يُنْكِرُ عَلَيْهِ تَرْكَهُ دَفْعَ مَنْ يَجْتازُ بِهِ مِنْ جَيْشِ الْعَدُوِّ طالِباً لِلْغارَةِ.

از نامه های‌ آن حضرت است به کمیل به زیاد نَخَعی‌، به وقتی‌ که عامل او در هیت بود، او را به علت واگذاشتن دشمن که از منطقه او گذشته و برای‌ تاراج مسلمانان رفته اند توبیخ می‌ کند

اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ تَضْييعَ الْمَرْءِ ما وُلِّيَ، وَ تَكَلُّفَهُ ما كُفِيَ، لَعَجْزٌ حاضِرٌ، وَ رَأْيٌ مُتَبَّرٌ. وَ اِنَّ تَعاطِيَكَ الْغارَةَ عَلي اَهْلِ قِرْقيسيا، وَ تَعْطيلَكَ مَسالِحَكَ الَّتي وَلَّيْناكَ لَيْسَ بِها مَنْ يَمْنَعُها

اما بعد، ضایع نمودن آدمی‌ آنچه را برعهده اش نهاده اند، و بر دوش کشیدن زحمت کاری‌ که به دیگری‌ واگذار شده، ناتوانی‌ آشکار، و نظریه ای‌ هلاک کننده است. تاخت و تازت به اهل قرقیسیا، و واگذاری‌ مرزهایی‌ که تو را بر آنها حکومت داده ایم و کسی‌ نیست که آنها را حفظ کند

وَ لا يَرُدُّ الْجَيْشَ عَنْها، لَرَأْيٌ شَعاعٌ. فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً لِمَنْ اَرادَ الْغارَةَ مِنْ اَعْدائِكَ عَلي اَوْلِيائِكَ، غَيْرَ شَديدِ الْمَنْكِبِ، وَ لا مَهيبِ الْجانِبِ، وَ لا سادٍّ ثُغْرَةً، وَ لا كاسِر لِعَدُوٍّ شَوْكَةً، وَ لا مُغْن عَنْ اَهْلِ مِصْـرِهِ، وَ لا مُجْز عَنْ اَميـرِهِ. وَالسَّـلامُ.

و سپاه دشمن را از آنها برگرداند فکری‌ است نادرست. برای‌ دشمنانت که خواهان غارت دوستانت بودند پل شده ای‌، نه تو را بازوی‌ توانایی‌ است، و نه دشمن را از ناحیه تو ترسی‌، نه مرزی‌ را بستی‌ و نه شوکت دشمن را شکستی‌، و نه حاکمی‌ بودی‌ که به درد اهل شهرش بخورد، و نه می‌ توانی‌ از امیر خود کاری‌ را کفایت کنی‌. والسلام.

منابع متن و ترجمه