نهج‌البلاغه
۳۱

نامهٔ دیگر به معاویه

نامهٔ ۹ نهج‌البلاغه — پیشگامیِ بنی‌هاشم در جهاد، و پاسخِ ردّ به خون‌خواهیِ معاویه

درباره‌ی این دعا

نامهٔ ۹ نهج‌البلاغه، خطاب امام علی (ع) به معاویه؛ فداکاریِ بنی‌هاشم و صحابهٔ نزدیکِ پیامبر (ص) در جهاد را برمی‌شمارد و درخواستِ معاویه برای تحویلِ قاتلانِ عثمان را رد می‌کند.

ترجمه: استاد حسین انصاریان

صوت این دعا به‌زودی اضافه می‌شود.

۲۸

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ اِلي مُعاوِيَةَ فَاَرادَ قَوْمُنا قَتْلَ نَبِيِّنا، وَ اجْتِياحَ اَصْلِنا، وَ هَمُّوا بِنَا الْهُمُومَ، وَ فَعَلُوا بِنَا الاَْفاعيلَ، وَ مَنَعُونَا الْعَذْبَ، وَ أَحْلَسُونا الْخَوْفَ، وَ اضْطَرُّونا اِلي جَبَل وَعْر، وَ اَوْقَدُوا لَنا نارَ الْحَرْبِ. فَعَزَمَ اللّهُ لَنا عَلَي الذَّبِّ عَنْ حَوْزَتِهِ، وَ الرَّمْيِ مِنْ وَراءِ حُرْمَتِهِ. مُؤْمِنُنا يَبْغي بِذلِكَ الاَْجْرَ، وَ كافِرُنا يُحامي عَنِ الاَْصْلِ. وَ مَنْ اَسْلَمَ مِنْ قُرَيْش خِلْوٌ مِمّا نَحْنُ فيهِ بِحِلْف يَمْنَعُهُ، اَوْ عَشيرَة تَقُومُ دُونَهُ، فَهُوَ مِنَ الْقَتْلِ بِمَكانِ اَمْن.

از نامه های‌ آن حضرت است به معـاویه قوم ما خواستند پیامبرمان را از میان بردارند، و ریشه ما را براندازند، علیه ما نقشه ها کشیدند، و کارها کردند، درِ آسایش را به روی‌ ما بستند، و ما را بر پلاس ترس نشاندند، مجبور به اقامت در کوههای‌ صعب العبور نمودند، و بر علیه ما آتش جنگ افروختند. به خواست حق شرّ دشمن را از پیامبر و حریم حرمتش راندیم. اهل ایمان به امید پاداش الهی‌ از رسول خدا پشتیبانی‌ می‌ کرد، و اهل کفر از ریشه خویشاوندی‌ حمایت می‌ نمود. آنان که غیر ما از قریش مسلمان شده بودند در آن سختی‌ و رنجی‌ که ما بودیم نبودند محض پیمانی‌ که با کفار داشتند که شکنجه را از آنها باز می‌ داشت، یا خویشاوندی‌ که به یاری‌ آنان برمی‌ خاست، روی‌ این حساب جایشان از کشته شدن امن بود.

وَ كانَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ، وَ اَحْجَمَ النّاسُ، قَدَّمَ اَهْلَ بَيْتِهِ، فَوَقي بِهِمْ اَصْحابَهُ حَرَّ السُّيُوفِ وَ الاَْسِنَّةِ. فَقُتِلَ عُبَيْدَةُ بْنُ الْحارِثِ يَوْمَ بَدْر، وَ قُتِلَ حَمْزَةُ يَوْمَ اُحُد، وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ يَوْمَ مُؤْتَةَ، وَ اَرادَ مَنْ لَوْ شِئْتُ ذَكَرْتُ اسْمَهُ مِثْلَ الَّذي اَرادُوا مِنَ الشَّهادَةِ، وَلكِنْ آجالُهُمْ عُجِّلَتْ، وَ مَنِيَّتُهُ اُجِّلَتْ.

رسول خدا ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ تنور جنگ گرم می‌ شد، و مردم قدم پس می‌ گذاشتند اهل بیت خود را جلو می‌ انداخت، و اصحاب خود را از حرارت شمشیر و نیزه حفظ می‌ کرد. عبیدة بن حارث در جنگ بدر، و حمزه در جنگ احد، و جعفر در جبهه موته کشته شدند، و کسی‌ که اگر می‌ خواستم نامش را می‌ گفتم شهادت را خواست همان گونه که آنان خواستند، اما مدت آنان زودتر به سر رسید، و مرگ او به تأخیر افتاد.

فَيا عَجَباً لِلدَّهْرِ اِذْ صِرْتُ يُقْرَنُ بي مَنْ لَمْ يَسْعَ بِقَدَمي، وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ كَسابِقَتِي الَّتي لايُدْلي اَحَدٌ بِمِثْلِها، اِلاّ اَنْ يَدَّعِيَ مُدَّع مَا لااَعْرِفُهُ، وَ لااَظُنُّ اللّهَ يَعْرِفُهُ، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ عَلي كُلِّ حال. وَ اَمّا ما سَاَلْتَ مِنْ دَفْعِ قَتَلَةِ عُثْمانَ اِلَيْكَ، فَاِنّي نَظَرْتُ في هذَا الاَْمْرِ فَلَمْ اَرَهُ يَسَعُني دَفْعُهُمْ اِلَيْكَ وَ لا اِلي غَيْرِكَ. وَ لَعَمْري لَئِنْ لَمْ تَنْزِعْ عَنْ غَيِّكَ وَ شِقاقِكَ، لَتَعْرِفَنَّهُمْ عَنْ قَليل يَطْلُبُونَكَ، لايُكَلِّفُونَكَ طَلَبَهُمْ في بَرٍّ وَ لا بَحْر وَ لا جَبَل وَ لا سَهْل، اِلاّ اَنَّهُ طَلَبٌ يَسُوءُكَ وِجْدانُهُ، وَ زَوْرٌ لا يَسُرُّكَ لُقْيانُهُ. وَ السَّلامُ لاَِهْلِهِ.

عجبا از روزگار که انسانی‌ نظیر مرا برابر قرار داد با کسی‌ که مانند من برای‌ اسلام قدم برنداشته، و برای‌ او چون من سابقه ای‌ در اسلام نیست، سابقه ای‌ که کسی‌ را به مثل آن دسترسی‌ نیست، مگر آنکه ادّعاکند ادّعاکننده ای‌ آنچه را من خبرندارم، و گمان نمی‌ برم که خداوند هم موضوع آن ادّعا را بشناسد. در همه حال خدای‌ را سپاس. امّا آنچه را از من خواسته ای‌ که کشندگان عثمان را به تو تحویل دهم، در این مسأله فکر کردم دیدم مرا میسّر نیست آنان را به سوی‌ تو یا غیر تو فرستم. به جان خودم سوگند اگر از گمراهی‌ و اختلاف دست برنداری‌، به همین زودی‌ آنان را خواهی‌ شناخت که به دنبال تو برآیند، و از این دنبال کردنشان در بیابان و دریا و کوه و دشت تو را به زحمت بیندازند، و این دنبال کردنی‌ است که تو را ناراحت و آزرده کند، و زیارتی‌ که دیدارش تو را شاد ننماید. سلام بر آن که اهل اسلام است.

منابع متن و ترجمه