نامه به عمر بن ابیسلمه — عزلِ دلجویانه از ولایتِ بحرین
نامهٔ ۴۲ نهجالبلاغه — عزل بدونِ نکوهش، دعوت به همراهی در سفرِ شام
دربارهی این دعا
نامهٔ ۴۲ نهجالبلاغه، از امام علی (ع) به عمر بن ابیسلمهٔ مخزومی، کارگزارِ پیشینِ بحرین، هنگامِ عزلِ او.
ترجمه: استاد حسین انصاریان
صوت این دعا بهزودی اضافه میشود.
وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ اِلي عُمَرَ بْنِ اَبي سَلَمَةَ الْمَخْزُومِيِّ، وَ كانَ عامِلَهُ عَلَي الْبَحْرَيْنِ، فَعَزَلَهُ
از نامه های آن حضرت است به عمر بن ابی سَلَمه مخزومی، کارگزار حضرت در بحرین، پس از اینکه او را عزل نمود
واسْتَعْمَلَ نُعْمانَ بْنَ عَجْلانَ الزُّرَقِيَّ مَكانَهُ
و نعمان بن عَجلان زُرَقی را به جای او گماشت
اَمّا بَعْدُ، فَاِنّي قَدْ وَلَّيْتُ نُعْمانَ بْنَ عَجْلانَ الزُّرَقِيَّ عَلَي الْبَحْرَيْنِ، وَ نَزَعْتُ يَدَكَ بِلا ذَمٍّ لَكَ وَ لا تَثْريب عَلَيْكَ.
اما بعد، نعمان بن عجلان زُرَقی را والی بحرین قرار دادم، و تو را از آنجا برداشتم بدون اینکه نکوهش و ملامتی بر تو باشد.
فَلَقَدْ اَحْسَنْتَ الْوِلايَةَ، وَ اَدَّيْتَ الاَْمانَةَ. فَاَقْبِلْ غَيْرَ ظَنين وَ لا مَلُوم، وَ لامُتَّهَم وَ لا مَأْثُوم.
حقّاً زمامداری را به خوبی انجام دادی، و امانت را ادا کردی. به جانب من بیا بی آنکه نسبت به تو سوءظن و سرزنش، یا اتّهام و گناهی باشد.
فَلَقَدْ اَرَدْتُ الْمَسيرَ اِلي ظَلَمَةِ اَهْلِ الشَّامِ، وَ اَحْبَبْتُ اَنْ تَشْهَدَ مَعي،
عزم حرکت به جانب ستمکاران شام را دارم، دوست داشتم در این سفر همراهم باشی،
فَاِنَّكَ مِمَّنْ اَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلي جِهادِ الْعَدُوِّ، وَ اِقامَةِ عَمُودِ الدّينِ، اِنْ شاءَ اللّهُ.
زیرا تو از کسانی هستی که در جنگ با دشمن و به پا کردن ستون دین به آنان پشت قوی می کنم، اگر خدا بخواهد.